ارائه کامل با موضوع نظریه های تورم و بیکاری

محمدحسين ابوئي مهريزي

صفحه 1:
يسو اللة الرحمان الرديو موضوع ارانه:نظریه هاي توره و ببخماری ارانه دمنتشان: چریا حني هو آیدا در استاحد:جنابم آقاي حدشمتر محمت جسین ابونی ممريزی

صفحه 2:
تورم: به افزايش سطح عمومی قیمت ها تورم گفته می شود. به عبارت دیگر هرگاه شاخص قیمت ها که نشان دهنده میانگین قیمت ها در جامعه می باشد افزایش یابد گفته میشود آن جامعه با تورم رو به رو می شود. تورم هنگامی وجود دارد که میانگین قیمت ها در جامعه در حال افزایش باشد. تورم بر جنبه های مختلف زندگی اقتصادی و اجتماعی تاثیر می گذارد. آثار تورم 1)اثر تورم بر توزیع درآمد 2)اثر تورم بر تولید 3)آثار حقوقی و سیاسی و روانی تورم

صفحه 3:
1)اثر ی پر تونم ‎ely‏ :تورم وضعیت ک‌سانی را که درآمد های ثابت دارند بدتر میک‌ند زيرا درامد انها بايين تر مى آيد. پا اگر افزایش بر ی قيمت ها باشد وضعيت افراد بدتر خواهد شد همج‌نین میتوان گفت اگر ارزش اسمی دارایی های افراد کمتر از تورم افزایش ‎abel ub‏ وضعیت بدتری پیدا خواهند نمود. ک‌سانی که در دوران تورم وام با نرخ بهره ثابت دریافت کرده اند از تورم نفع میبرند و کتشانی کته فرص ‎ols‏ اند تمرم بة آنها لطقه می‌ززنج 2)اثر تورم بر تولید: اگر تورم ملایم باشد به تولید کمک می کند زیرا انجام هزینه ها زودتر از درآمد ها می باشد بنابراین در دوران تورم هزینه ها کمتر از درآمد ها بالاتر می رود: اگر تورم شدید باشد به علت ایذکه افراد به سرمایه گذاری های بلند مدت روی نمی آورند و به کارهای زود بازده می پردازند تورم به تولید لطمه می زند. 3)آثار حقوقی و سیاسی و روانی تورم:در دوران تورم به علت افزایش قیمت ها افراد به تعهدات خود پ‌اییند نیستند بنابراین مشکلات حقوقی افزایش بیدا می کنند.اگر تورم دائمی شود منجر به شورش های سیاسی و اجتماعی میشود.بنابراین در دوران تورم نگراني و حالت عدم تعادل روانی برای همه مردم بيش مى آيد.

صفحه 4:
‘aust Jle تورم همان افزايش قیمت ها می باشد علت افزايش قیمت نیز يا افزايش تقاضای کل است و یا ‎unl‏ عرضه کیل. بنابراین در حالت کلی میتوان گفت که علت تورم یا در افزایش تقاضای کل نهفته است ‎of sk‏ غرضه کل پس هر علتی که باعث افزایش تقاضای کل و با کناهش ‎silgs cow 338 JS‏ از علل ایجاد توزم باشد. ‏توجه: ‏هر افزایش تقاضا و یا هر کاهش عرضه ایی الزاما به تورم منجر نمی شود.اگر همزمان با ‏افزایش تقاضا عرضه نیز به همان میزان افزایش یابد قیمت ها اقزايش نخواهند یافت و یا ‏اگر با کماهش عرضه تقاضا نیز به همان اندازه ک‌اهش یابد تورمی اتفاق نخواهد افتاد. ‏تورم زمانی اتفاق می افتد که تقاضا افزایش و عرضه ثابت باشد یا افزایش عرضه کمتر ‏از اقزایش تقاضا باشد. ‏ک‌اهش عرضه نیز در صورتی منجر به تورم می شود که ک‌اهش تقاضا کمتر از ک‌اهش ‏عرضه باشد و یا تقاضا ثابت باشد.

صفحه 5:
انواع تورم بر حسب علل ایجاد آن: 1)تورم ناشی از فشار تقاضا یا ک‌شش تقاضا: تورمی که علت آن افزايش تقاضای کبل باشد.هر عاملى كيه باعث افزایش نقاضای کي در اقتصاد كردد باعث تورم ناشى از فشار بيكردد. 2)تورم ناشى از فشار هزينه: هر عاملی که باعت افزایش هزینه های تولید كردد منحنى عرضه کل اقتصاد را به سمت چپ انتقال می دهد و در نتیجه باعث اقزایش تورم می شود. 3)تورم وارداتی: تورمی که علت آن افزایش قیمت کالای وارداتی باشد 4)تورم بخشی: اگر در یک بخش اصلی اقتصاد قیمت ها افزایش یابد باعث افزایش قیمت در سایر بخش های اقتصاد می گردد. 5اتورم پولی: تورمی که ناشی از افزایش حجم پول و نقدینگی در جامعه باشد

صفحه 6:
اندازه گیری تورم: به نرخ رشد شاخص قیمت ها طی یک دوره تورم گفته می شود. فرمول نرخ تورم: نرخ تورم<-تفاوت قیمت اولیه و ثانویه به روی قیمت اولیه ضرب در صد

صفحه 7:
طبقه بندی تورم بر حسب شدت وضعف آن: بر حسب شدت تورم آن را تورم ‎ile‏ یا خزنده.تورم معتدل,تورم جهار تعل یا افسار لق اد تقسیم بندی می کنند. به تورم های یک رقمی تورم خزنده به تورم های دو ‎eee‏ تورم معتدل و به تورم هاى سه رقمى و بیشتر تورم چهار نعل گفته میشود. درمان تورم: برای درمان تورم باید یا تقاضای کل را کاهش داد و یا عرضه کل را افزايش داد و یا ‎car‏ این دو باتک یکی از راه های مبارزه با تورم اتخاذ سیاست های درآمدی است.

صفحه 8:
بیکاری: در اقتصاد بیکار به شخصی گفته می شود که در دستمزد های رایج بازار حاضر به کار باشد ولی شغلی برای او وجود ندا ترخ بوک‌اری برابر است با جمعیت:بیکتار تقسیم بر جمعیت فعال ضریدر 100 جمعيت ک‌شور را به فعال و غبر فعال نقسیم بشدی می ‎Lai‏ ‏دار محصلین جز جمعیت ‎Go‏ باشئد.تيروى كار همان جمعيت فعال عون ‎ae‏ سساح سه ‏انواع بيكارى: بیکاری اصطک‌اکی(طبیعی): ‏در هر مقطعی از زمان تعدادی از نیروی کار به طور موقتی بیکار هستند ولی برای آنها شغل وجود دارد. مثلا شما تازه فارغ التحصیل کار وجود دارد وا ‏شده اید و به دنبال کار هستید, برای شما مدنی رابه جستجو می پردازید تاشغل مناسبتری پیدا کنید. با بعضی از افراد از شغل فعلی خود ناراضی هستند وشغل خود رارها می کنند. به اين تعداد ييكاران» ييكاران طبيعى يا اصطكاكى كفته مى ۳ بیکاران که برای آنها شفل در اقتصاد کشور وجود دارد بیکارآن قبلا ‎٠‏ درصة بود ولی اکنون تاء درصد نیزمی باشد) علت زفتن رح بیگازی طبیعی یکی دز مخقضصی: شدن شغل هامی باشد, يعنى افراد وقت بيشترى برآى بيدا كردن شغل متناسب با تخصص خود صرف می کنند, بنابراین مدت زمان بیشتری ‏طبیعی کفته می شود. بیکا بیمه‌های بیکاری و توام مالی افراد باعث شده است که افراد زمان بیشتری برای پیدا ‎ ‏ار هستند. ‏. همجنین کسترش کردن شغل مناسب خود صرق نمابند. کاهی اوقات بیکاری فصلی راز جزءبیکاری طبیعی ‎ ‎iS ‏می‎

صفحه 9:
2( بیکاری ادواری (سیکلی یا تجاری): اين نوع بیکاری ناشی از سیکل ها و یا ادوار تجاری ‎wo‏ باشد. به عنوان مثال در دوران رکود که یکی از مراحل يك سیکل تجاری است, تقاضای کل کاهش می یابد, تولید کاهش می یابد و بنابراین کارخانه ها اقدام به اخراج نیروی کارمی کنند, به اين نوع بیکاری, بیکاری دواری و با سیکلی كفته مى شود. برأى از بين بردن اين نوع بيكارى بايد از سياست هاى بولى و مالى انبساطى كه به سیاست های کلان اقتصادى تثبيت معروف است استفاده كرد. يعنى با استفاده ‎jl‏ اين سياست هاء تقاضاى كل را افزايش دادء اقتصاد رااز ركود خارج ساخت در نتيجه توليد اقزايش مى يابد و اشتغال نيز آفزايش مى يابد. هر دور با سیکل تجارى شامل جهار مرحله است: ركود ؛ حضيض ؛ رونق ؛ اوج. علت ايجاد سیکل های تجاری معمولا بپجیده است ولی تغیبرات سرمایه کذاری یکی ازعلل آن شمرده می شود. عواملی مثل نوآوری هاء تغییر در انتظارات, عرضه پول و مخارج دولتی نیزاز عوامل دورهای تجاری برشمرده می شود. ين عوامل ممکن است شروع کننده يك دور تجاری باشد, اما وابستکی متقابل واحدهای تولید کننده است که اثرات آن را پخش کرده و موجب می شود که حرکت خود به خود صورت کیرد. رکود به وضعیتی کفته می شود که بیکاری بالا است و تولید کمتر از اشتغال | كامل وظرفيت اقتصاد ‎ro‏ باشد. رونق به وضعيتى كِفته مى شود كه توليد اقتصادى در 1 سطح و یا نزديك اشتغال کامل وجود داشته باشد. اوج در نقطه ای روى مى دهد كه توليد و اشتغال نسبت به ماه های قبل وبعد به بالاترین سطوح خود می رسند و حضیض موقعی روی می دهد که تولید و اشتغال نسبت به سطوح ماه های قبل و بعدی در پایین ترين سطح خود باشد. | ۳) بیکاری ساختاری: بیکاری ساختاری موقعی روی می دهد كه كاركران فاقد مهارت هاى 1 لازم برای مشاغل موجود باشند. علت بروز اين نوع بیکاری عدم تحرك شغلی (بیکاری تکنولوزیکی) وعدم تحرك جغرافیایی (بیکاری منطقه ای) نیروی کارمی باشد. عدم تحرك ( فقدان آموزش بوجود می آید. عدم تحرك جغرافیایی هنکامی رخ می دهدکه |

صفحه 10:
4) بیکاری ارادی وغیر ارادی (داوظلبانة و ‎jad‏ دواطلبانه): کسانی که بة میل واراده خود پیکاز هستیجبنکار ارادی:ه کسانن کهبه دلایلن یه چز :میل: وازادم:خود بیکان شده اند پیکاز غیر ارادی هستند. بیکاران ارادی اکر به دنبال کار نباشد. در اقتصاد به عنوان بیکار تلقی نمی شوند. بیکاری طبیعی يك نوع بیکاری ارادی ست که افراد به میل و اراده خود بیکاری هستند,ولی:دنبال کازمیباشند. بیکازی ادوازی‌دیکنوع بیکاری غبز ارادی ست هدق سیاست های اقتصادی از بین بردن بیکاری غیر ارادی است. 0) بیکاری آشکار و پنهان: کاهی اوقات بیکاری رابه بیکاری آشکار و پنهان تقسیم بندی می کنند:,بیکاران آشکار: بیکاراننهستند که شغلی ندازند وبه دثبال شغل می کردند: بیکاران طبیعی, ساختاری و ادواری بیکاران آشکار هستند. بیکاران ینهان به آن تعداد از افراد کفته می شود که شغل دارند ولی در تولید نقشی ندارند.

صفحه 11:
علت بیکاری: ‎ale‏ بیکاری در افزایش عرضه نیروی کارو یا کاهش تقاضای نیروی کار است. البته افزايش عرضه نیروی کار در صورتی به بیکاری منجر می شود که تقاضای نیروی کار ‎cul‏ ‏باشد و یا کاهش تقاضای نیروی کار در صورتی منجر به بیکاری می شود که عرضه نیروی کار ثابت باشد. اکر همزمان عرضه و تقاضای نیروی کار افزایش و یا کاهش یابند. ‎Log‏ ‏بیکاری ایجاد نمی شود. بنابراین هر عاملی که باعث افزایش عرضه نیروی کار و یا کاهش نیروی کار کردد, می تواند باعث ایجاد بیکاری و یا افزايش بیکاری شود. به عنوان مثال افزایش جمعیت, کاهش دوران تحصیل, افزایش نرخ مشارکت زنان, ورود زود هنکام کود کان به بازار کار, مهاجرت نیروی کار به داخل و... باعت افزایش عرضه نیروی کار و کاهش تولید. استفاده از تکنولوری های سرمایه بر, کاهش سرمایه کذاری و ... باعث کاهش تقاضا نیروی کار می شود و می تواند بیکاری را تشدید نماید. ‏برای درمان بیکاری باید عرضه نیروی کاررا کاهش داد و پا تقاضای نیروی کاررا افزایش داد. ‎ ‎ ‎

صفحه 12:
تعریف منحنی فیلیپس منحنی قیلیپس رابطه بین نرخ تورم ونرخ بیکاری رانشان می دهد. اولین بار فردی به نام فیلییس با استفاده از آمارهای بزیتانیا تشان داد که رابطه ای معکوس بین :رخ افزایش مزدها و نرخ بیکاری وجود دارد, ‎a‏ عبارت دیکر باکاهش بیکاری, نرخ تغییرات دستمزدها بالا من"زود. از اتجاکه هبرمان با تعنین,دسنمردها: قینت:ها تیر تغیتر می کنند, همان:زانطه ای که بین بیکاری و دستمزدها برقرار است بین نرخ تغییر قیمت ها (نرخ تورم) ونرخ بیکاری نیز وجود دارد. منحنی ای که رابطه بین نرخ تورم و نرخ بیکاری رانشان می دهد به نام منحنی فیلییس معروف شد. شکل های مختلف منحنی فیلییس: کینزین ها معتقدند که منحنی فیلییس نزولی است, یعنی رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم رابطه معکوس می باشد. یعنی با افزايش نرخ تورم. بیکاری کاهش می یابد. اکر بخواهیم بیکاری راکاهش دهیم باید نرخ تورم بالاتر را بیذیریم. علت اینکه از نظر کینز منحنی فیلییس نزولی است این است که منحنی عرضه کل از نظر کینز صعودی است. اکر عرضه کل صعودی باشد, با اقزايش تقاضای کل, قیمت افزایش می یابد. تولید و اشتغال اقزایش می یابد و بیکاری کاهش می یابد. كلاسيك ها معتقد هستندکه منحنی فیلییس عمودی است, یعنی رابطه ای بین نرخ تورم و یی ی ی 2ل الا ك0 3

صفحه 13:
انتقال منحنی فیلیپس: هر عاملی که باعث انتقال منحنی عرضه کل اقتصاد به سمت راست شود, منحنی رابه سمت حب با درون انتقال می دهد. به عنوان مثال بالا رفتن كارايى. حذف و یا کاهش قدرت انحصاری اتحادیه هاء کاهش هزینه های تولید, افزایش موجودی سرمایه و اتخاذ سیاست های در آمدی, منحنی عرضه کل اقتصاد را به سمت راست انتقال می دهد و منحنی فیلییس را به سمت حب انتقال می دهد. عواملی که باعث می شوند منحنی عرضه کل به سمت چب انتقال یابد, منحنی یلییس را به سمت راست انتقال می دهد. به عنوان مثال افزايش در تنکناهای اقتصادی, تحرکك کمتر جغرافیایی وشغلی نیروی کار, ایجاد موانع ورود به بازارهای کار تخصصی, قدرت کرفتن اتحادیه های کارکری و مْسسات بازرکانی انحصاری, ضعف تکنولوری, افزایش هزینه های تولید, کاهش کارایی و بازدهی عوامل تولید و ... همه عواملی هستندکه منحنی عرضه کل رابه سمت حب انتقال داده وباعث می شوند كه منحنی فیلییس به سمت راست انتقال یابد.

صفحه 14:
نظریه مکتب انتظارات عقلایی در مورد منحنی فیلییس: کتب انتظارات تطبیقی معتقد است که انتظارات نسبت به آینده قیمت ها و یا هر متغیر دیکری تابعی از روند کذشته متغیرها می باشد. به عنوان مثال اکر تورم نتظاری ما در سال جاری ۱۰ درصد و تورم واقعی ۲۰ درصد باشد اقراد در پیش بینی تورم آینده میانکین این دورا در نظر می کیرند و تورم آینده را ها درصد بیش بینی می کنند. بر اساس این نظریه اکر يك دوره تورم را کمتر از مقدار واقعی بیش بینی کنیم, برای بقیه دوره ها نیز کمتر پیش بینی می کنیم. به عبارت دیکر در انتظارات » همیشه با خطای بیش بینی یکطرفه روبرو هستیم. طرفداران مکتب انتظارات عقلائی معتقد هستندکه افراد در پیش بینی های خود خطامی کنند ولی این خطاها يك طرفه ویا سيستماتيك نمی باشد. یعنی اکر در يك دوره تورم راکمتر از واقع بیش بینی کنیم در دوره بعد روش پیش بینی خود را عوض می کنیم و احتمالا تورم رابیش از مقدار واقعی آن بيس بينى مى کنیم. قرد منطقی فردی است که مجموع خطاهای پیش بینی اش صفر باشد, در حالیکه در انتظارات تطبیقی مجموع خطاهای پیش بینی صفر نمی باشد. مکتب نتظارات عقلایی یا منطقی می کوید که افراد در شکل کیری انتظارات خود یا همان نحوه بیش بینی آینده از متغیرهاء فقط از اطلاعات کذشته استفاده نمی کنند للکه از همه اطلاعات موجود استفاده می کنند. طرفداران مکتب انتظارات عقلایی معتقدند اکر تورم انتظاری یا تورم واقعی برایر باشد, یعنی نیروی کار تورم را دقیق پیش بینی کند, دستمزدها به اندازه تورم افزايش می یابد. بنابراین منحنی ‎Gauls‏ عمودی می شود. اکر تورم انتظاری با تورم واقعی برابر نباشد, یعنی تورم بیش مه دار رایع فلرا مه ۶ ضا رخ انخاه م ‎ceo‏ ین ‎«ead‏ تام نان اند منز رات

ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺮﺣﻤﺎﻥ ﺍﻟﺮﺣﯿﻢ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﺭﺍﺋﻪ:ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﺭﻡ ﻭ ﺑﯿکﺎﺭﯼ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﻫﻨﺪﮔﺎﻥ: پﺮﯾﺎ ﺫﯼ ﻓﻬﻢ آﯾﺪﺍ ﺣﯿﺪﺭﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ:ﺟﻨﺎﺏ آﻗﺎﯼ ﺩکﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺣﺴﯿﻦ ﺍﺑﻮﺋﯽ ﻣﻬﺮﯾﺰﯼ ﺗﻮﺭﻡ: ﺑﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺗﻮﺭﻡ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺷﺎﺧﺺ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ کﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﯾﺎﺑﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ آﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺭﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺗﻮﺭﻡ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ کﻪ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺮ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ. آﺛﺎﺭ ﺗﻮﺭﻡ (1ﺍﺛﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺮ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﺩﺭآﻣﺪ (2ﺍﺛﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ (3آﺛﺎﺭ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺗﻮﺭﻡ (1ﺍﺛﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺮ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﺩﺭآﻣﺪ:ﺗﻮﺭﻡ ﻭﺿﻌﯿﺖ کﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ کﻪ ﺩﺭآﻣﺪ ﻫﺎﯼ ﺛﺎﺑﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺪﺗﺮ ﻣﯿکﻨﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭآﻣﺪ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺍﻧﻬﺎ پﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮ ﻣﯽ آﯾﺪ. ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺭآﻣﺪ کﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺪﺗﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻫﻤچﻨﯿﻦ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﻤﯽ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﺮﺍﺩ کﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮﺭﻡ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﯾﺎﺑﺪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺑﺪﺗﺮﯼ پﯿﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻤﻮﺩ. کﺴﺎﻧﯽ کﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﻮﺭﻡ ﻭﺍﻡ ﺑﺎ ﻧﺮﺥ ﺑﻬﺮﻩ ﺛﺎﺑﺖ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ کﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺗﻮﺭﻡ ﻧﻔﻊ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ ﻭ کﺴﺎﻧﯽ کﻪ ﻗﺮﺽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﻪ ﺍﻧﻬﺎ ﻟﻄﻤﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ. (2ﺍﺛﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ :ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﻣﻼﯾﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ کﻤک ﻣﯽ کﻨﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﺭآﻣﺪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﻮﺭﻡ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ کﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭآﻣﺪ ﻫﺎ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ. ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﺷﺪﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨکﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪﺕ ﺭﻭﯼ ﻧﻤﯽ آﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ کﺎﺭﻫﺎﯼ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﺯﺩﻩ ﻣﯽ پﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻟﻄﻤﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ. (3آﺛﺎﺭ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺗﻮﺭﻡ:ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﺗﻌﻬﺪﺍﺕ ﺧﻮﺩ پﺎﯾﺒﻨﺪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﺸکﻼﺕ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ پﯿﺪﺍ ﻣﯽ کﻨﺪ.ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﺩﺍﺋﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺷﻮﺭﺵ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ.ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﻮﺭﻡ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺪﻡ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ پﯿﺶ ﻣﯽ آﯾﺪ. ﻋﻠﻞ ﺗﻮﺭﻡ: ﺗﻮﺭﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﻠﺖ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻧﯿﺰ ﯾﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ کﻞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ کﺎﻫﺶ ﻋﺮﺿﻪ کﻞ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ کﻠﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ کﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﻮﺭﻡ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ کﻞ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺩﺭ کﺎﻫﺶ ﻋﺮﺿﻪ کﻞ پﺲ ﻫﺮ ﻋﻠﺘﯽ کﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ کﻞ ﻭ ﯾﺎ کﺎﻫﺶ ﻋﺮﺿﻪ کﻞ ﮔﺮﺩﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﻋﻠﻞ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻮﺟﻪ: ﻫﺮ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻭ ﯾﺎ ﻫﺮ کﺎﻫﺶ ﻋﺮﺿﻪ ﺍﯾﯽ ﺍﻟﺰﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﻣﻨﺠﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ.ﺍﮔﺮ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻋﺮﺿﻪ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﯾﺎﺑﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ کﺎﻫﺶ ﻋﺮﺿﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ کﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ ﺗﻮﺭﻣﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺗﻮﺭﻡ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ کﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻭ ﻋﺮﺿﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻋﺮﺿﻪ کﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑﺎﺷﺪ. کﺎﻫﺶ ﻋﺮﺿﻪ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ کﻪ کﺎﻫﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎ کﻤﺘﺮ ﺍﺯ کﺎﻫﺶ ﻋﺮﺿﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻋﻠﻞ ﺍﯾﺠﺎﺩ آﻥ: (1ﺗﻮﺭﻡ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﻓﺸﺎﺭ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﯾﺎ کﺸﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎ :ﺗﻮﺭﻣﯽ کﻪ ﻋﻠﺖ آﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ کﻞ ﺑﺎﺷﺪ.ﻫﺮ ﻋﺎﻣﻠﯽ کﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ کﻞ ﺩﺭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻮﺭﻡ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﻓﺸﺎﺭ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ. (2ﺗﻮﺭﻡ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﻓﺸﺎﺭ ﻫﺰﯾﻨﻪ :ﻫﺮ ﻋﺎﻣﻠﯽ کﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮔﺮﺩﺩ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻋﺮﺿﻪ کﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ چپ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻮﺭﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. (3ﺗﻮﺭﻡ ﻭﺍﺭﺩﺍﺗﯽ :ﺗﻮﺭﻣﯽ کﻪ ﻋﻠﺖ آﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ کﺎﻻﯼ ﻭﺍﺭﺩﺍﺗﯽ ﺑﺎﺷﺪ (4ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺨﺸﯽ :ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﯾک ﺑﺨﺶ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﯾﺎﺑﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﺮ ﺑﺨﺶ ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ. (5ﺗﻮﺭﻡ پﻮﻟﯽ :ﺗﻮﺭﻣﯽ کﻪ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺣﺠﻢ پﻮﻝ ﻭ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﯿﺮﯼ ﺗﻮﺭﻡ: ﺑﻪ ﻧﺮﺥ ﺭﺷﺪ ﺷﺎﺧﺺ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻃﯽ ﯾک ﺩﻭﺭﻩ ﺗﻮﺭﻡ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻓﺮﻣﻮﻝ ﻧﺮﺥ ﺗﻮﺭﻡ: ﻧﺮﺥ ﺗﻮﺭﻡ=ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻗﯿﻤﺖ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﻭ ﺛﺎﻧﻮﯾﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻗﯿﻤﺖ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺿﺮﺏ ﺩﺭ ﺻﺪ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﯼ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺷﺪﺕ ﻭﺿﻌﻒ آﻥ: ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺷﺪﺕ ﺗﻮﺭﻡ آﻥ ﺭﺍ ﺗﻮﺭﻡ ﻣﻼﯾﻢ ﯾﺎ ﺧﺰﻧﺪﻩ.ﺗﻮﺭﻡ ﻣﻌﺘﺪﻝ.ﺗﻮﺭﻡ چﻬﺎﺭ ﺗﻌﻞ ﯾﺎ ﺍﻓﺴﺎﺭ ﮔﺴﯿﺨﺘﻪ ﯾﺎ ﺣﺎﺩ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﻨﺪﯼ ﻣﯽ کﻨﻨﺪ. ﺑﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﻫﺎﯼ ﯾک ﺭﻗﻤﯽ ﺗﻮﺭﻡ ﺧﺰﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﺭﻗﻤﯽ ﺗﻮﺭﻡ ﻣﻌﺘﺪﻝ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﻫﺎﯼ ﺳﻪ ﺭﻗﻤﯽ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻮﺭﻡ چﻬﺎﺭ ﻧﻌﻞ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ. ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺗﻮﺭﻡ: ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ کﻞ ﺭﺍ کﺎﻫﺶ ﺩﺍﺩ ﻭ ﯾﺎ ﻋﺮﺿﻪ کﻞ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺗﺮکﯿﺒﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺳﯿﺎﺳﺖ. ﯾکﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺗﻮﺭﻡ ﺍﺗﺨﺎﺫ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺩﺭآﻣﺪﯼ ﺍﺳﺖ. ﺑﯿکﺎﺭﯼ: ﺩﺭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺑﯿکﺎﺭ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ کﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﻫﺎﯼ ﺭﺍﯾﺞ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ کﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﻟﯽ ﺷﻐﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﻧﺮﺥ ﺑﯿکﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﯿکﺎﺭ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﺮ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻓﻌﺎﻝ ﺿﺮﺑﺪﺭ .100 ﺟﻤﻌﯿﺖ کﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻝ ﻭ ﻏﯿﺮ ﻓﻌﺎﻝ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﻨﺪﯼ ﻣﯽ کﻨﻨﺪ.ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﺎﻥ.ﺯﻧﺎﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭ.ﻣﺤﺼﻠﯿﻦ ﺟﺰ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻏﯿﺮ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ.ﻧﯿﺮﻭﯼ کﺎﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻓﻌﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ کﺎﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺷﺎﻏﻞ ﻭ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﯿکﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺑﯿکﺎﺭﯼ: ﺑﯿکﺎﺭﯼ ﺍﺻﻄکﺎکﯽ)ﻃﺒﯿﻌﯽ(: ﺩﺭ ﻫﺮ ﻣﻘﻄﻌﻰ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩﻯ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻮﻗﺘﻰ ﺑﻴﻜﺎﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﻰ ﺑﺮﺍﻯ آﻧﻬﺎ ﺷﻐﻞ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ .ﻣﺜﻼ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﺯﻩ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﻴﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺎﺭ ﻫﺴﺘﻴﺪ ،ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﻛﺎﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟﻰ ﺷﻤﺎ ﻣﺪﺗﻰ ﺭﺍﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻣﻰ پﺮﺩﺍﺯﻳﺪ ﺗﺎﺷﻐﻞ ﻣﻨﺎﺳﺒﺘﺮﻯ پﻴﺪﺍ ﻛﻨﻴﺪ .ﻳﺎ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺷﻐﻞ ﻓﻌﻠﻰ ﺧﻮﺩ ﻧﺎﺭﺍﺿﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﺷﻐﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺭﻫﺎ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ .ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻥ ،ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻥ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﻳﺎ ﺍﺻﻄﻜﺎﻛﻰ ﻛﻔﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﻜﺮ ﺑﻪ آﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﺯ ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻥ َ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻥ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﻛﻔﺘﻪ َ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ) .ﻗﺒﻼ ٣ﺩﺭﺻﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ آﻧﻬﺎ ﺷﻐﻞ ﺩﺭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻛﺸﻮﺭ َ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﻰ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺗﺎﺀ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻴﺰﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ( ﻋﻠﺖ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺥ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﻳﻜﻰ ﺩﺭ ﺗﺨﺼﺼﻰ ﺷﺪﻥ ﺷﻐﻞ ﻫﺎﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ ،ﻳﻌﻨﻰ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭﻗﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﺑﺮﺍﻯ پﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﺷﻐﻞ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺗﺨﺼﺺ ﺧﻮﺩ ﺻﺮﻑ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ،ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﺑﻴﻜﺎﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ .ﻫﻤﺠﻨﻴﻦ ﻛﺴﺘﺮﺵ َ ﺑﺮﺍﻯ پﻴﺪﺍ ﺑﻴﻤﻪ ﻫﺎﻯ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻭ ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺎﻟﻰ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﻛﺮﺩﻥ ﺷﻐﻞ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺧﻮﺩ ﺻﺮﻑ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ .ﻛﺎﻫﻰ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻓﺼﻠﻰ ﺭﺍﻧﻴﺰ ﺟﺰﺀ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻃﺒﻴﻌﻰ َ ﺗﻠﻘﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ. (2ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺍﺩﻭﺍﺭﻯ )ﺳﻴﻜﻠﻰ ﻳﺎ ﺗﺠﺎﺭﻯ( :ﺍﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻧﺎﺷﻰ ﺍﺯ ﺳﻴﻜﻞ ﻫﺎ ﻭ ﻳﺎ ﺍﺩﻭﺍﺭ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ .ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﻛﻮﺩ ﻛﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﻳﻚ ﺳﻴﻜﻞ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ،ﺗﻘﺎﺿﺎﻯ ﻛﻞ ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ ،ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ ﻭ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ،ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ،ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺩﻭﺍﺭﻯ ﻭ ﻳﺎ ﺳﻴﻜﻠﻰ ﻛﻔﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ َ ﺍﻧﺒﺴﺎﻃﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎﻯ ﻛﻼﻥ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎﻯ پﻮﻟﻰ ﻭ ﻣﺎﻟﻰ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺗﺜﺒﻴﺖ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩ .ﻳﻌﻨﻰ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎ ،ﺗﻘﺎﺿﺎﻯ ﻛﻞ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﺍﺩ ،ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺭﺍﺍﺯ ﺭﻛﻮﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﺳﺎﺧﺖ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ ﻭ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﻧﻴﺰ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ. ﻫﺮ ﺩﻭﺭ ﻳﺎ ﺳﻴﻜﻞ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﺷﺎﻣﻞ ﺟﻬﺎﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﺳﺖ :ﺭﻛﻮﺩ ؛ ﺣﻀﻴﺾ ؛ ﺭﻭﻧﻖ ؛ ﺍﻭﺝ .ﻋﻠﺖ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺳﻴﻜﻞ ﻫﺎﻯ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﻴﺠﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﻰ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻛﺬﺍﺭﻯ ﻳﻜﻰ ﺍﺯﻋﻠﻞ آﻥ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .ﻋﻮﺍﻣﻠﻰ ﻣﺜﻞ ﻧﻮآﻭﺭﻯ ﻫﺎ ،ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ،ﻋﺮﺿﻪ پﻮﻝ ﻭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﻭﻟﺘﻰ ﻧﻴﺰﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺩﻭﺭﻫﺎﻯ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﺑﺮﺷﻤﺮﺩﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ. ﻳﻦ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻳﻚ ﺩﻭﺭ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﺑﺎﺷﺪ ،ﺍﻣﺎ ﻭﺍﺑﺴﺘﻜﻰ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻭﺍﺣﺪﻫﺎﻯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺛﺮﺍﺕ آﻥ ﺭﺍ ﻳﺨﺶ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ َﺣﺮﻛﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻴﺮﺩ .ﺭﻛﻮﺩ ﺑﻪ ﻭﺿﻌﻴﺘﻰ ﻛﻔﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺑﺎﻻ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ َ ﻛﺎﻣﻞ َ ﺑﺎﺷﺪ .ﺭﻭﻧﻖ ﺑﻪ ﻭﺿﻌﻴﺘﻰ ﻛﻔﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺩﺭ ﻭﻇﺮﻓﻴﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﻰ ﺳﻄﺢ ﻭ ﻳﺎ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﻛﺎﻣﻞ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .ﺍﻭﺝ َﺩﺭ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﻯ ﺭﻭﻯ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﻯ ﻗﺒﻞ ﻭﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﺳﻄﻮﺡ ﺧﻮﺩ ﻣﻰ ﺭﺳﻨﺪ ﻭ ﺣﻀﻴﺾ ﻣﻮﻗﻌﻰ ﺭﻭﻯ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﻄﻮﺡ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﻯ ﻗﺒﻞ ﻭ ﺑﻌﺪﻯ ﺩﺭ پﺎﻳﻴﻦ ﺗﺮﻳﻦ ﺳﻄﺢ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ. (٣ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻯ :ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻯ ﻣﻮﻗﻌﻰ ﺭﻭﻯ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﻛﺮﺍﻥ ﻓﺎﻗﺪ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻫﺎﻯ ﻻﺯﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺸﺎﻏﻞ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎﺷﻨﺪ .ﻋﻠﺖ ﺑﺮﻭﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻋﺪﻡ َ ﺗﺤﺮﻙ ﺷﻐﻠﻰ )ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﺯﻳﻜﻰ( ﻭﻋﺪﻡ ﺗﺤﺮﻙ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻰ )ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﻯ( ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ .ﻋﺪﻡ ﺗﺤﺮﻙ ﺷﻐﻠﻰ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻓﻘﺪﺍﻥ آﻣﻮﺯﺵ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﻰ آﻳﺪ .ﻋﺪﻡ ﺗﺤﺮﻙ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻰ ﻫﻨﻜﺎﻣﻰ ﺭﺥ ﻣﻰ ﺩﻫﺪﻛﻪ (4ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺍﺭﺍﺩﻯ ﻭﻏﻴﺮ ﺍﺭﺍﺩﻯ )ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﻭ ﻏﻴﺮ ﺩﻭﺍﻃﻠﺒﺎﻧﻪ( :ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻴﻞ ﻭﺍﺭﺍﺩﻩ ﺧﻮﺩ ﺑﻴﻜﺎﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ ،ﺑﻴﻜﺎﺭ ﺍﺭﺍﺩﻯ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﻻﻳﻠﻰ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻣﻴﻞ ﻭﺍﺭﺍﺩﻩ ﺧﻮﺩ ﺑﻴﻜﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ،ﺑﻴﻜﺎﺭ ﻏﻴﺮ ﺍﺭﺍﺩﻯ ﻫﺴﺘﻨﺪ .ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻥ ﺍﺭﺍﺩﻯ ﺍﻛﺮ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺎﺭ ﻧﺒﺎﺷﺪ ،ﺩﺭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﻴﻜﺎﺭ ﺗﻠﻘﻰ َ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﻧﺪ .ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﻳﻚ ﻧﻮﻉ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺍﺭﺍﺩﻯ ﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﻣﻴﻞ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﺧﻮﺩ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﻰ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺎﺭﻣﻰ ﺑﺎﺷﻨﺪ .ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺍﺩﻭﺍﺭﻯ ﻳﻜﻨﻮﻉ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻏﻴﺮ ﺍﺭﺍﺩﻯ ﺍﺳﺖ .ﻫﺪﻑ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎﻯ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻏﻴﺮ ﺍﺭﺍﺩﻯ ﺍﺳﺖ. (٥ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ آﺷﻜﺎﺭ ﻭ پﻨﻬﺎﻥ :ﻛﺎﻫﻰ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺭﺍﺑﻪ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ آﺷﻜﺎﺭ ﻭ پﻨﻬﺎﻥ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪﻯ َ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ .ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻥ آﺷﻜﺎﺭ ،ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻧﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﻐﻠﻰ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻐﻞ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ. َ ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻥ ﻃﺒﻴﻌﻰ ،ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻯ ﻭ ﺍﺩﻭﺍﺭﻯ ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻥ آﺷﻜﺎﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ .ﺑﻴﻜﺎﺭﺍﻥ ﻳﻨﻬﺎﻥ ﺑﻪ آﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻛﻔﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﻐﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭﻟﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻘﺸﻰ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. َ ﻋﻠﺖ ﺑﯿکﺎﺭﯼ: ﻋﻠﺖ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺩﺭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻋﺮﺿﻪ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭﻭ ﻳﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎﻯ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﺍﺳﺖ .ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻋﺮﺿﻪ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻰ ﺑﻪ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻣﻨﺠﺮ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎﻯ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻳﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎﻯ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻰ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻋﺮﺿﻪ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪ .ﺍﻛﺮ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﻋﺮﺿﻪ ﻭ ﺗﻘﺎﺿﺎﻯ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻭ ﻳﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﺑﻨﺪ ،ﻟﺰﻭﻣﴼ َ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ .ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻫﺮ ﻋﺎﻣﻠﻰ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻋﺮﺿﻪ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﻳﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﻛﺮﺩﺩ ،ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻭ ﻳﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺷﻮﺩ .ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ َ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺟﻤﻌﻴﺖ ،ﻛﺎﻫﺶ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﺤﺼﻴﻞ ،ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻧﺮﺥ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺯﻧﺎﻥ ،ﻭﺭﻭﺩ ﺯﻭﺩ ﻫﻨﻜﺎﻡ ﻛﻮﺩ َ ﻛﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻛﺎﺭ ،ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻭ ...ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻋﺮﺿﻪ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻮﻟﻴﺪ ،ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﺭﻯ ﻫﺎﻯ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺑﺮ ،ﻛﺎﻫﺶ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻛﺬﺍﺭﻯ ﻭ ...ﺑﺎﻋﺚ ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎ َ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺭﺍ ﺗﺸﺪﻳﺪ ﻧﻤﺎﻳﺪ. ﺑﺮﺍﻯ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﺮﺿﻪ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭﺭﺍ ﻛﺎﻫﺶ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻳﺎ ﺗﻘﺎﺿﺎﻯ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﺍﺩ. ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻓﯿﻠﯿپﺲ: ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﺒﺲ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﻧﺮﺥ ﺗﻮﺭﻡ ﻭﻧﺮﺥ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺭﺍﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺩﻯ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ آﻣﺎﺭﻫﺎﻯ ﺑﺮﻳﺘﺎﻧﻴﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﻯ ﻣﻌﻜﻮﺱ ﺑﻴﻦ ﺭﺥ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﺰﺩﻫﺎ ﻭ ﻧﺮﺥ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ،ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﻜﺮ ﺑﺎﻛﺎﻫﺶ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ،ﻧﺮﺥ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﻫﺎ ﺑﺎﻻ َ ﻣﻰ ﺭﻭﺩ .ﺍﺯ آﻧﺠﺎﻛﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﻫﺎ ،ﻗﻴﻤﺖ ﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ،ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﻯ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻭ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﻫﺎ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﻴﻦ ﻧﺮﺥ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻗﻴﻤﺖ ﻫﺎ )ﻧﺮﺥ ﺗﻮﺭﻡ( ﻭﻧﺮﺥ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻧﻴﺰ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﻣﻨﺤﻨﻰ ﺍﻯ ﻛﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﻧﺮﺥ ﺗﻮﺭﻡ ﻭ ﻧﺮﺥ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺭﺍﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺷﺪ. ﺷﻜﻞ ﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ: ﻛﻴﻨﺰﻳﻦ ﻫﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ ﻧﺰﻭﻟﻰ ﺍﺳﺖ ،ﻳﻌﻨﻰ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﻧﺮﺥ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻭ ﻧﺮﺥ ﺗﻮﺭﻡ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﻌﻜﻮﺱ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ ،ﻳﻌﻨﻰ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻧﺮﺥ ﺗﻮﺭﻡ ،ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ .ﺍﻛﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺭﺍﻛﺎﻫﺶ ﺩﻫﻴﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﺮﺥ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺭﺍ ﺑﻴﺬﻳﺮﻳﻢ. ﻋﻠﺖ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻛﻴﻨﺰ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ ﻧﺰﻭﻟﻰ ﺍﺳﺖ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﻞ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻛﻴﻨﺰ ﺻﻌﻮﺩﻯ ﺍﺳﺖ .ﺍﻛﺮ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﻞ ﺻﻌﻮﺩﻯ ﺑﺎﺷﺪ ،ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎﻯ ﻛﻞ ،ﻗﻴﻤﺖ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ ،ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ ﻭ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ. ﻛﻼﺳﻴﻚ ﻫﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪﻛﻪ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﺒﺲ ﻋﻤﻮﺩﻯ ﺍﺳﺖ ،ﻳﻌﻨﻰ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﻯ ﺑﻴﻦ ﻧﺮﺥ ﺗﻮﺭﻡ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻓﯿﻠﯿپﺲ: ﻫﺮ ﻋﺎﻣﻠﻰ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺷﻮﺩ ،ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ ﺭﺍﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺣﺐ ﻳﺎ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻦ ﻛﺎﺭﺍﻳﻰ ،ﺣﺬﻑ ﻭ ﻳﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭﻯ ﺍﺗﺤﺎﺩﻳﻪ ﻫﺎ ،ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎﻯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ،ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻮﺟﻮﺩﻯ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻭ ﺍﺗﺨﺎﺫ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎﻯ ﺩﺭ آﻣﺪﻯ ،ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺣﺐ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .ﻋﻮﺍﻣﻠﻰ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻋﺮﺿﻪ ﺣﺐ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻳﺎﺑﺪ ،ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻳﻠﻴﻴﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻛﻞ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ِ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﺭ ﺗﻨﻜﻨﺎﻫﺎﻯ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ،ﺗﺤﺮﻛﻚ ﻛﻤﺘﺮ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻰ ﻭﺷﻐﻠﻰ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ ،ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻮﺍﻧﻊ َ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻯ ﻛﺎﺭ ﺗﺨﺼﺼﻰ ،ﻗﺪﺭﺕ ﻛﺮﻓﺘﻦ ﺍﺗﺤﺎﺩﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﻛﺎﺭﻛﺮﻯ ﻭ ﻣﺆﺴﺴﺎﺕ ﺑﺎﺯﺭﻛﺎﻧﻰ َ َ َ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭﻯ ،ﺿﻌﻒ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﺭﻯ ،ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎﻯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ،ﻛﺎﻫﺶ ﻛﺎﺭﺍﻳﻰ ﻭ ﺑﺎﺯﺩﻫﻰ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ...ﻫﻤﻪ ﻋﻮﺍﻣﻠﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪﻛﻪ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﻞ ﺭﺍﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺣﺐ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﻭﺑﺎﻋﺚ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻳﺎﺑﺪ. ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻣﻜﺘﺐ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﻋﻘﻼﻳﻰ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ: ﻛﺘﺐ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﺗﻄﺒﻴﻘﻰ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آﻳﻨﺪﻩ ﻗﻴﻤﺖ ﻫﺎ ﻭ ﻳﺎ ﻫﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﺩﻳﻜﺮﻯ ﺗﺎﺑﻌﻰ ﺍﺯ ﺭﻭﻧﺪ ﻛﺬﺷﺘﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ .ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﻛﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﻧﺘﻈﺎﺭﻯ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ َ َ ﺟﺎﺭﻯ ١٠ﺩﺭﺻﺪ ﻭ ﺗﻮﺭﻡ ﻭﺍﻗﻌﻰ ٢٠ﺩﺭﺻﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ پﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﺗﻮﺭﻡ آﻳﻨﺪﻩ ﻣﻴﺎﻧﻜﻴﻦ ﺍﻳﻦ َ ﺩﻭﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﻰ ﻛﻴﺮﻧﺪ ﻭ ﺗﻮﺭﻡ آﻳﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻫﺎ ﺩﺭﺻﺪ َ ﺑﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ .ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺍﻛﺮ ﻳﻚ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﻮﺭﻡ ﺭﺍ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻭﺍﻗﻌﻰ ﺑﻴﺶ َ ﺑﻴﻨﻰ ﻛﻨﻴﻢ ،ﺑﺮﺍﻯ ﺑﻘﻴﻪ ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﻛﻤﺘﺮ پﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ .ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﻜﺮ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ َ ﺗﻄﺒﻴﻘﻰ ،ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻄﺎﻯ ﺑﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﻳﻜﻄﺮﻓﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻥ ﻣﻜﺘﺐ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﻋﻘﻼﺋﻰ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪﻛﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ پﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺧﻄﺎﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭﻟﻰ ﺍﻳﻦ ﺧﻄﺎﻫﺎ ﻳﻚ ﻃﺮﻓﻪ ﻭﻳﺎ ﺳﻴﺴﺘﻤﺎﺗﻴﻚ ﻧﻤﻰ ﺑﺎﺷﺪ .ﻳﻌﻨﻰ ﺍﻛﺮ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﻮﺭﻡ َ ﺭﺍﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﻛﻨﻴﻢ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺑﻌﺪ ﺭﻭﺵ پﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺗﻮﺭﻡ ﺭﺍﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻭﺍﻗﻌﻰ آﻥ پﻴﺲ ﺑﻴﻨﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ .ﻓﺮﺩ ﻣﻨﻄﻘﻰ ﻓﺮﺩﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺧﻄﺎﻫﺎﻯ پﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﺍﺵ ﺻﻔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ،ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﺗﻄﺒﻴﻘﻰ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺧﻄﺎﻫﺎﻯ پﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﺻﻔﺮ ﻧﻤﻰ ﺑﺎﺷﺪ .ﻣﻜﺘﺐ ﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﻋﻘﻼﻳﻰ ﻳﺎ ﻣﻨﻄﻘﻰ ﻣﻰ ﻛﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ َ ﺩﺭ ﺷﻜﻞ ﻛﻴﺮﻯ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﺧﻮﺩ ﻳﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﺤﻮﻩ ﺑﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ آﻳﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ،ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ َ ﻛﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻟﻠﻜﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ .ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻥ ﻣﻜﺘﺐ َ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﻋﻘﻼﻳﻰ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺍﻛﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻯ ﻳﺎ ﺗﻮﺭﻡ ﻭﺍﻗﻌﻰ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺷﺪ ،ﻳﻌﻨﻰ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻛﺎﺭ َ ﺗﻮﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﻗﻴﻖ ﻳﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﻛﻨﺪ ،ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻮﺭﻡ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ ،ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ ﻋﻤﻮﺩﻯ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .ﺍﻛﺮ ﺗﻮﺭﻡ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻯ ﺑﺎ ﺗﻮﺭﻡ ﻭﺍﻗﻌﻰ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ ،ﻳﻌﻨﻰ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﻴﺶ َ ﺑﻴﻨﻰ ﻧﺸﺪﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻮﺭﻡ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻨﺪ ،ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﻨﺤﻨﻰ ﻓﻴﻠﻴﻴﺲ

26,000 تومان