صفحه 1:
صفحه 2:
دلق درشت: لباس پشمی خشن و فة
پشته: توده: کوله بار
همی پرد: در گذشته به جای «میبرد» به کار میرفته است.
لنگ لنگان: آهسته آهسته
کای: مخفف «که ای»
قرازنده: آفریننده, بلند کننده, بر پا دارنده
چرخ بلند: آسمان
نوازنده: محبت کننده, مهربان» نوازشگر
دل های نزند: انسان های غمگین.
کای: مخفف «که ای»
فرازنده: آفریننده؛ بلند کننده, بر پا دارنده
چرخ بلند: آسمان
واژگان مهم درس آزادگی
نوازنته: محبت کننده؛ مهربان, توازشگر
دل های نزند: انسان های غمگین.
کای: مخفف «که لی»
فرازنده: آفریننده؛ بلند کننده؛ بر پا دارنده
دامن: پایین لباس, در اینجا پایین
عزیزی: عزت؛ گرامی
نظر: نگاه
جيب تا دامن: منظور تمام وجود
صفحه 3:
زين سان: اين طورى (با حالت تحقير.
دولت: به معنای خوشبختی كه امروزه يه معنلى هيت اداره كننده كشور است:
عزت: سریندی
خواری: پستی, سبكى؛ ذليل بودن
باختهای: از دست دادهای
گفتا: به او باسخ داد
عطا؛ بخششس 0
۱ به: بهتر است
سفتن: سوراخ کردن, نیام: نیستم
زخش: اسب (اسم اسب رستم) بستر, رختخواب
يندار: فكر و خيال قلان: فلانی: برای اشاره به شخص غیر معلوم استفاده میشود.
0 خس: خاشاک انسان پست.
خرف: كم عقل
خموش: ساکت شو خوارة ذليل
تيه كام: اه مرو افتادكى: تواضع و فروتنى در ايتجا به معناى ناتوانى جسمى و بيجاركى است.
صفحه 4:
شعر اين درس, به شیوه داستانی خوانده مي شود. خواندن اين
گونه متن ها معمولا با آهنگ نرم و کشش آوایی همراه است.
بنابراین , لحن خوانندهء آن باید به گونه ای باشد که میل و رغبت
شنونده را به شنیدن ادامه ی آن برانگیزاند و شوقی همراه با
ظار در ذهن و روح پدید آورد
صفحه 5:
معبی بيت
ها
+ خارکش پیری با دلق درشت. :1 0 پشتهای خار همی برد به پشت
معنی: پیرمرد خارکشی که لباس یشمی کهنه ای یوشیده بود. تودهای خار را روی پشتش حمل میکرد.
seas
in ست كه جانشين موصوف شده يعنى انسان ييرى كه خاركش الست و تركيب خارئش يدرى يك تركيب وصفى مطلوب
خاركش. يشته خار: مراعات نظيرا واج آرانى: «ش». ب"
آزیه های ادبی:
۲- لعکلتگان قدمی بر میداشت. ۶ :* ۰ هر قدم دانة شکری میکاشت
معتی: پیرمرد خارکش, آهسته آهسته واه میرفت و هر قدمی که برمیداشت خدا را شكر ميكرد.
آرایه های ادبی: داتشى ویاعی:
قدمی و دانه: هر دو نقش مقحول دارند
دانه شکری: اضاقه تشییهی (ترکیب اضاقی است که در آن «شکره به «دانه» تشبیه شده)
شكرى: اضافه تشبيهى (تركيب اضافى است كه در آن «شكرء ا (oad متس
۳ كاى فرازئدة اين جرخ يلتد © 1# © و ای نوازندة دلهای نوند.
مصتى: برمرد با خود میکفت: ای خدایی که آسمان را برافراشته ای (ای آفریننده این آسمان) با عظمت و ای مهربانی کننده به
sets Galo
جرخ پنند: ترخیب وصمی
دل های خوندد ترتیب وصفی
اتسانهای عمکیی...
راید های احیی:
ar ets حترف a)
مح موي سا قرازعده و خوازنده: صشت قاعلی (متنلور خداونی.
صفحه 6:
*- كنم ازجيب نظر تا دامن © 1# © چه عزیزی که نکردی با من
معنى: از سر تا ياى خودم را كه نكاه ميكنم. ميبيتم كه چقدر به من عزت و سوبلندیدادهای.
آرایه های ادبی:
جیب و دامن مراعات نظیر.
هد خر دولت به رخم بگشادی * 017 تاج عرّت به سرم بنهادی
معنى: در خوشیختی را به روی من یاز کردهای (مرا خوشیخت کردهای) و تاجی از عزت بر سرم گذاشته ای (به من عزت و
سربلندی داده ای)
اليه ها sett
عم حوفت یی rr وتف ی نتوین
تاج صرت: اصافه تخسمی (ترکیب اضافی است که در آن. مرت به تاج تشه هدع
قایج و سوه سرامانت تنیز
وخ و صو: مراعات نظیر:
حة می تیست کنایت گفتن ۶ ۷ ۶ کوهر شکر عطایت شفتی
معتی- من در حدی نمستم که بتوانم شکر و ستایش و بخشّشهانی را که در حق من نمودهای مجا آورم.
آرایه های دیی: 2
کوهر شکر عطایت سفتی: کنبه از سیاسگزاری. ماید
كور شكر: اضافه تشبوى (تركيب اضافى الست كه در آن. «شکره به جقوهرهتخبیه ده است) بيت ذو قاقيه دارد: ثنايت با عطايت و كفتن با سفتن هم قاقيه هستند
صفحه 7:
۷- توجواتی یه جواتی مقرور ۶ :© رخ یتدار همی رائد ز دور
معتی: توجواتی که یه جوانی خود مغرور و قریفته بود: سوار بر اسب خیال یاطل بود و پیش میراند.
آزايه هلى اديى: دانش زیانی:
توجوانی و جونی: مراعات نظبر
رفش يندار: اضافه تشبنهى (تركيب اضافدى است كه در آن. خيال و ينداربه اسب نعي وى ررم هطصی رأقد: میراند. ماضی استمراری (ویژگی سیکی).
۸ آمد آن شكر كزاريش به كوش © *: © كقت كاى يير خرف كشتهء خموش.
معنی: نوجوان. صدای شکرگزاری پیرمرد را که شنید. رو به پیرمرد کرد و گفت: ای پبرمرد کم عقل. ساکت هو».
آرایه های ادبی: ae
ارایه های ادبی: همر خرف کهته: ترعیب وصفی
واج آرایی: «ش». هکرگزاریه: هعر کزاری او (یک ترکیب اضافی است و «ض» مضاف اليه است.
حموص: معمت مماموس-
> خار بر پشت. نی زین سان گام ۶ :7 ۶ دولتت چیست؟ عزیزت کدام؟
معتی: تو که ایتگونه (لتگان لنگان) قدم بر میداری و خار حمل میکتی. دیگر بخت و اقیال و ارجمندی تو کچاست؟
وله های مهم:
زتی... گام
زین سا
مبروی
طوری (با حالت تحقیر)
حولت: یه معنای خوهیختی که آمروژه به معتای هیخت اداره کننده کشور است.
صفحه 8:
۰- عرّت از خواری نشناختهای 11 عمر در خار کشی باختهای
معنی: تو عمرت را در راه حمل و نقل خار از دست دادهای و بدین طریق فرق بین پستی و ارجمند بودن را نمیداتی.
آرایه های ادبی:
عزت و خواری: تضاد
عمر در کاری باختی: کنایه از عمر را هدر دادن برای کاری.
ret Cats
صوت و صمره سفحول
حواری: متمم
عارخصی: متمم
پیر گفتا که چه Je زین به؟ * :۵ که نیام بر در تو بالین نه
معتی: پیرمرد پاسخ داد: «چه عزتی از این بالاتر که پر در خاته تو گدایی تمیکنم.» (به تو تیازمند تیستم)
آرایه های ادبی:
پالیننه: کنایه از نیازمند و محتاح.
۲ کای فلان چاشت بده یا شامم ۶ ۶:۷ نان و آبی که خورم و آشامم
معنی: اتمیگویم] که قلاتی یه من صبحانه یا شام بده و تاتی بده که بخورم یا ابی بده تا بياشامم.
spss sien aah
چاهت و Jats) See eh
نان و آنب: منظور خوراک
pi ole aes ot
خوردن و اهامیدن+ مراعات تظیر.
صفحه 9:
۳- شکر گویم که مرا خوار نساخت #! © به خسى حون تو گرفتار نساخت
معنى: خدا را شكر ميكويم كه مرا خوار و ذليل نكرد و به انسان يستى مثل تو كرفتار ذ
آرایه های ادبی:
خسی چون تو: تشبیه دارد ( توجوان به خس و خاشاك تشبيه شدم).
رد (مرا بهآدم پستی مثل تو نیازمند نکرد.
۴ داد با این همه اقتادگیام .
عز آزادی و آزادگیام
معنی: با وجود اين که جای و مقام من بسیار یست و تاچیز است. خداوند به من آزادی و آزادگی بخشیده است
واژه های مهم:
افتادگی: تواضع و فروتنی در اینجا به معنای ناتوانی جسمی و ب
رگی است
عز: عزت» سربلندی,
صفحه 10:
تاريخ ادبيات
شاعر و نویسنده ی معروف ایرانی در قرن نهم هجری
است. وی به مناسبت محل تولا خویش (ple) و نیز به سبب دوستداری شیخ الاسلام
احمد جام. ((جامی)) تخلص کرد. دیوان اشعار , هفت اورنگ, نفحات الانس و بهارستان
از آثار اوست.
صفحه 11:
جواب خودزابی صفحه درس هشتم فارسى هشتم
-١ از نظر يير خاركشء عزّت و آزادكى جيست؟
جواب: محتاج دیگران نبودن. قانع بودن ۰ خوار نشدن در مقابل دیگران
۲ با توجه به شعر شخصیت پیر و جوان را با هم مقایسه کنید.
جواب: جوا مغرور پر ادعءپیرفروتن و leak جوان زیادمخواه پیرقنع. جوان ارزش و سعادت را در ثروت و قدرت میدید در
حالی که پیرارزشها را در قانع بودن و بینیزی نسیت به دیگران میدید.
۳ چکونه میتوان 4 عزت و آزادگی رسید؟
چواب: با تغبير در فكر خود؛ زندكى انسانها در كرو فكر آن هاست يعنى ما آنجنان فكر مىكنيم زندكى مىكنيم. در شعر. تلاش و
كوشش براى زندكى و بىفيازى از ديكران باعث عزت و آزادگی میشود.
صفحه 12:
دانش ادبی: مثتوی
اکنون با یکی از قالبهای شعر فارسی آشنا میشویم. به قافیههای شعر این درس توجه کنید. با اندکی دقّت متوجه میشویم که قافیههای هر بيت با بيت
دیکر متفاوت است؛ شکل
در اين نوع شعر بدين صورت است.
به اين قالب شعرى. «مثنوى» يا «دوتایی» میگویند. چون در هر بیت. هر دو مصراع. هم قافیه هستند. مثنوی. معمولا بلند و طولانی است و بیشتر برای
بیان داستانها از آن بهره میگیرند.
از مهمترین مثنویهای فارسی؛ میتوان «شاهنامة فردوسی»: «بوستان سعدی»: «مثنوی مولوی» و «لیلی و مجنون نظامی» را نام برد.
صفحه 13:
جواب گفت وگو صفحه ۶۲ درس هشتم فارسی هشتم
-١ جه پیوندی میان محتوای درس آداب نیکان . با شعر این درس میتوان يافت؟ در اين باره كفت و كو كنيد.
جواب: هر دو درس درباره ی عزت نفس وآزادگی است .و مارا تشویق و هدایت می کتد تا روی پای خود بیاستیم و نیازمند
دیگران نباشیم,
۲ درباره راه های حفظ عزت و آزادگی کشور عزیزمان ایران گفت و گو SAS
جواب: باید جوانان کشور مجهز به سلاح دانش و ایمان باشند و پله های ترقی را طی کنند و از دانش ومهارت خود و با استفاده
از منایع و ثروت های طبیعی ایران عزیز برای پیشرفت کشور استفاده کنند.
صفحه 14:
جواب فعالیتهای نوشتاری صفحه ۶۲ درس هشتم فارسی هشتم
-١ وازههاى تازه شعر را انتخاب کنید و معنی آنها را بنویسید.
معنى كلمات در هشتم فارسى هشتم
۲ تغاوت معنايى وازه مشخص شده را در كذشته و امروز بنويسيد.
خار بر پشت. زنی زین سان گام *** دولتت چیست؟ عزیزیت کدام؟
دولت در گذشته به معنی سعادت. تیک بختی و خوش اقبالی بود اما امروزه دولت به معنی مجموعه اقرادی که کشور را اداره
میکنند است.
در صه بت پایاتی شصر. حقاقیدهها را مقخص کنید.
ieee اسم - لاسي
Sloe گرفتار
اقتادكىام- آزاد كيام
۴- با توجه به درس دلیل آزادگی پیرصرد را بنویسید.
جواب: دلیل آزادگی او عدم توجه یه ظاهر و مادیات است و یه کسی محتاج تیست
صفحه 15: