صفحه 1:
صفحه 2:
بر
صفحه 3:
o.j92 L, Kunsthaus Graz , 6۲826۲ Kunsthaus ®
هنر 6132 در سا(2003 به عنوانب خشواز جشنهای
پایتخبف رهنگاروپا ساخته شد و از آنمانبه عنولن
ی کب نات اریخیمعماریدر 6۲22 , اتریشب دلشده
استبرنامه نمایشگاه آناز دهه 1960 به بعد در
هنر معاصر تخصصدارد.
صفحه 4:
Kunsthaus de Graz ®
* معمارکالین فورنیرپیتر کوک
* ساخته شده در 2003-2001
* منطقه ساخته شده11,100 متر مریع
* محل گراتس , اتریش
صفحه 5:
معمارى هنركده موزه هنر كراتس
طرح پیتر کوک و کالین فورینه برای ساختمان هنرکده
ی گراتس در اتریش, در وحله ی نخست پاویون های
آب شیرین و شور در هلند را در ذهن زنده می سازد.
اين ساختمان کی از بناهای متهورانه ی اتریش است
که در سال 2003 افتتاح شد. حجم این بنا به وسیله ی
پل هایی به طبقات بالای ساختمان آیزرنس ( قدیمی
تزين ساختمان ازونا كه معرف: بناهاى انقلاب صنعتى
است) متصل: مى Sigal
صفحه 6:
كانسيت و فرم هنركده موزه هنر
تا
کانسپت و فرم طرح پیتر کوک و کالین فورینه برای
ساختمان هنرکده ی گراتس در اتربش, در وحله ی
نخست پاویون های آب شیرین و شور در هلند را در
ذهن زنده می سازد. این ساختمان کی از بناهای
متهورانه ی اتریش است که در سال 2003 افتتاح شد.
حجم این بنا به وسیله ی پل هایی به طبقات بالای
ساختمان آیزرنس ( قدیمی ترین ساختمان اروپا که
معرف بناهای انقلاب صنعتی است) متصل می شود.
صفحه 7:
صفحه 8:
۴ مزید بر علت شد تا هر کجا که بحث معماری و بستر
پیش می آید, موافقان و مخالفان سرى هم به كراتس
بزنند و از دستاورد آقای کوک شاهد مثال بیاورند. اين
مطلب درس گفتاری است از یک مدرس معماری در
اروپا که از قضا خود جزو همکاران پیتر کوک در
طراحی موزه هنر گراتس بوده است.
صفحه 9:
مشهور است زیگموند فروید زمانی که برای بازدید از
آمریکا آمده بود, yur لنگر انداختن کشتی در نیویورک,
وقتی خیل مشتاقان و هوادارانش برای خیر مقدم
گفتن به او, به پندر آمده بودند, در گوش یکی از
همراهانش [کارل گوستاویونگ] زمزمه کرد: «مردم
بیچاره, نمی توانند تشخیص دهند برایشان طاعون
آورده ام!» در اين گزاره به شدت بدبینانه و به گونه
sl غريب بيش كويانه, فزويد ذو ذفن مشغولى مهم برا
تبيين مى کند؛ اول آنکه پراکسیس(1) که شاید مهم
ترين شق نظریه روانکاوی را شکل می دهد
صفحه 10:
ز آنجا که در oe سار ساختمان شماره نوزده خیابان
برگاسه [وین](2 ) نضح گرفته است, نتواند برای هر
فرهنگ دیگری مناسب باشد و دوم آنکه آنچه از
خاستگاه خود جاکن شده است در واقع جهانی است؛
یک محصول انشقاقی, یک صورت بندی يا فرمول
صرف. یک قاعده که به ناگاه از مباني ريشه ای که
سعی دارند آن قاعده را در قلمروی خاستگاهش محاط
کننده بریده شده است.
صفحه 11:
این وضعیت بر جهانی سازی معماری نیز جاری است.
محصولات معماری در مقیاس وسیعی در سطح جهان
توزیع می شوند, در حالی که عمیقا نسبت به بافت بی
اعتنا هستند, نکته دیگر آنکه در حال حاضر طیف بسیار
اندکی از نقدهای مطرح شده در مجلاتی a WE aS
کار ارائه ای تزٍیینی از معماری می آیند و کمتر در کار
سنجش گری اصیل آن هستند نیز به اين مساله می
پردازند, نتیجه آنکه اثر معماری می تواند در مقیاس
وسیع جغرافیایی و فارغ از عیارسنجی و سنجشگری
صحیح تولید شود و این هم چیز خوبی است و هم بد:
از یک سو ساختمان های خوب در نقاطی بعید, آن هم
به وسیله مولفینی ساخته می شوند که هرگز اجاره
صفحه 12:
در واقع اين پروژه عمیقاً با بافت بیگانه است. مخلوقی
است از سیاره ای دیگر و سرخوشانه
«دیگربودگی»اش را, نه نجوا, که فریاد می زند. با اين
حال من بر اين باورم که در معماری درست بر همان
سیاقی هستیم که در سطحی وسیع در تحولات
فرهنگی وجود دارد, تزریق و شاید تحمیل عناصر تا
پیش از اين بیگانه, جه از درون و به واسطه طراحان
بومی تبلیغ و تشویق شود و چه توسط طراحان
غیربومی, برای بقای شهرها حیاتی است. از این منظر
و البته در مقیاسی کوچک تر, فرایند جهانی سازی به
مثابه سرآغاز و خاستگاهی فرهنگی برای گذر به
دوردست ها و نشاندن اثر بر مکان های غریب و ناآشنا
صفحه 13:
ویژگی گراتس به عنوان محل اجرای پروژه, سابقه
نسبتاً قابل دفاع و تاریخی این شهر در پذیرش
«دیگری» است. گواه این مدعا تعریف و اجرای پروژه
sla متفاوت و برانگیزاننده ای است که طی پنجاه
سال اخير و تحت شمول مکتب گراتس Grazer(4)
6الا5 در این شهر به منصه ظهور رسیده اند. گلخانه
نامتعارف یعنی باغ گیاه شناسي وّلکر گینکه (1991-
5 که بدون شک بهترین و اصیل ترین ساختمانی
cual که این اواخز جر گراتش طراحن وناجرا شده
است در زمره همین دسته بندی می گنجد؛ بنایی که
حتی معماران مدعی بسط تجربیات بات رادیکال تور دز
شهر را نیز عمیقاً به چالش می کشد
صفحه 14:
موزه هنر نیز تلاشی است در راستای این واقعیت که
موزه ای نو می تواند لزوماً مکاني برای مجموعه های
ماندگار هنری نباشد و نباید صرفا با هدف پاسداشت
خاطره گنجینه های انباشته شده تعریف شود. محتوای
موزه به صورت ثابت تغییر می کند. موزه عملاً نباید
ذاتی ثابت داشته باشد بلکه بنایی است رها از قیود که
اين رهایی فرم آن را از هر نوع برنامه مشخصی آزاد
می کند, بنایی است که در انتخاب حضور مرموزش در
بافت شهری آزاد است و این رویکرد نه فقط در ظاهر
بیرونی اش که در مفهوم عملکردی و اساسی اش نیز
نمودار دارد: فضای داخلی یک «جعبه سیاه» است که
به فراخور آثاری که هر بار در آن به نمایش در می آید
صفحه 15:
صفحه 16:
صفحه 17:
هر بازدید از موزه می تواند پیکره بندی متفاوتی را
آشکار کند و شگفتی حاصل از یک ساختمان جدید را
تبیین نماید. نباید گمان کرد که موزه به لحاظ محتوایی
از همان آغاز ذاتی بیگانه را نوید می داده بلکه موزه به
نحوی برنامه ریزی شده است که دیگربودگی اش را به
طور مدآوم تجدید کند. از قرائن و شواهد پیداست
پاسخ منتقدان به این حجم بسته غریبه و غیرقابل پیش
بینی, این ارائه محلی از موج بسط جهانی هندسه ,
مبهوت کننده نااقلیدسی, مثبت خواهد بود, مخصوصاً
وقتی پای قضاوت مبتنی بر دلبستگی های پرشور و
شوق بچه ها؛ این حقیقی ترین بیگانگان و در wns حال
سخاوتمندترین و سخت گیرترین منتقدان در میان
صفحه 18:
صفحه 19:
صفحه 20:
صفحه 21:
صفحه 22:
صفحه 23:
صفحه 24:
صفحه 25:
صفحه 26:
صفحه 27:
صفحه 28:
صفحه 29:
صفحه 30:
صفحه 31:
صفحه 32:
صفحه 33:
صفحه 34:
صفحه 35:
صفحه 36:
صفحه 37:
1 ij
یل
: را
١
3
صفحه 38:
صفحه 39:
صفحه 40:
صفحه 41:
صفحه 42:
صفحه 43:
صفحه 44:
صفحه 45:
صفحه 46:
صفحه 47:
صفحه 48:
صفحه 49:
صفحه 50:
صفحه 51:
صفحه 52:
صفحه 53:
صفحه 54:
صفحه 55:
https://www.nbpars.ir
https://www.engz.ir/
https://www.archdaily.com
https://peterpichler.eu/
https://arcspace.com
www.houzz.co.uk
https://inhabitat.com
https://architizer.com/
www.designboom.com
https://dezeen.com
صفحه 56:
- J