صفحه 1:
ادانلودفایل پاورپوینت
PowerPoint
معنی درس
معنى كلاس ادبيات» مرواریدی در صدفء
زندگی حسابی, فرزند صالح انقلاب
پاسخ کل خود ارزیابی ها و تمرینات
نسخه قابل ویرایش
بهمن ماه ۱۴۰۲
تعداد صفحات :۳۶
صفحه 2:
e یب
x ae ۳ 3
a PowerPoint
معنی درس ۱۰ فارسی هفتم و آرایه
های ادبی see
معنى كلاس ادبيات» مرواريدى در ع واي
صدف» زندگی حسابی» فرزند صالح ,4
انقلاب
باسخ كل خود ارزيابى ها وتمرينات 8
نسخه قابل ويرايش ne,
بهمن ماه ۱۴۰۴
صفحه 3:
معنی کلاس ادبیات» مرواریدی در صدف. زندگی حسابی» فرزند صالح انقلاب
درس ۱۰ فارسی هفتم
معنی صفحه ۸۶ فارسی هفتم
معنی صفحه ۸۷ فارسی هفتم
معنی مرو اریدی در صدف صفحه ۸۸ فارسی aida
معنی صفحه ۸٩ فارسی هفتم
معنی شعر مرواریدی در صدف هفتم
معنی زندگی حسابی صفحه ٩۰ فارسی هفتم
معنی صفحه ٩۱ فارسی هفتم
معنی فرزند صالح انقلاب صفحه ٩۲ فارسی هفتم
معنی صفحه ٩۳ فارسی هفتم
GW ae,
صفحه 4:
به انتخاب: محمد فايق مجيدى
اين نسخه نامه الفی که تویی
وی آینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
صفحه 5:
Co)
معنی کلمات درس ۱۰ قارسی هفتم
کنایه از تگاه کردن
گیرایی . جذاییت
عجله . شتاب زدگی
شجاعت
آهنگ
نیندیش
قسمتی یا بخشی از زمان
صفحه 6:
صفحه 7:
CW
خواندن
با ناز راه رفتن
هوشياران
كنايه از امیدواری و شجاعت ایجاد کردن
بی مانند. بی همتا
کالاهایی که از خارج کشور به کشور آورده میشود
زیبا و مرتب شده
صفحه 8:
چشم از جهان فرو بست
صفحه 9:
CW
[ معنی صفحه ۸۶ فارسی هفتم
کلاس ساکت ساکت است. معلّم ادیبات» نظام وفاء مشغول خواندن یک شعر ][
فرانسوی است. نیما با کنجکاوی به دهان معلم چشم دوخته و با تمام وجود در
جاذبههای شعر غرق شده است. معلم» خواندن را تمام میکند و با قدمهای شمرده
بشت میزش میرود و مینشیند.
دوست دارد تأثیر شعر را بر شاگردانش ببیند. با دقّت همه ی کلاس را از نظر
میگذراند و ناگهان نگاهش روی چهره ی نیما میماند. برقی در عمق چشمهای این
نوجوان شهرستانی وجود دارد که همیشه او را به خود جذب میکند اما اين بار آن
برق بیشتر به چشم میآید.
G) ==
صفحه 10:
ow
معنی صفحه ۸۶ فارسی هفتم
آرایه های ادبی:
ساکت ساکت: آرایه تکرار
به دهان معلم جشم دوخته است: کنایه از نگاه کردن
برقی در عمق چشم های این نوجوان شهرستانی: کنابه از چشمان پر شوق از یادگیری
غرق در جاذبه های شعر: کنایه از توجه
دانش زبانی:
ساكت: مسند
نظام وفا: بدل
() ==
صفحه 11:
ow
7 خوب علی جان! مثل اینکه حرفی برای گنتن داری؟
نیما ناگهان به خود میآید. هنوز گیچ و غرق زیبایی شعر است. با
دستباچگی میگوید: «ها؟ بله! زیبا بود؛ گمان کنم شاعر آن
ویکتور هو گو باشد!»
آرایه های ادبی:
نیما ناگهان به خود میآبد: کنایه از جمع شدن حواس
غرق زیبایی شعر: کنایه از توجه زیاد
دستباچگی: کنابه از با عجله و باشتاب
ج1229 @
صفحه 12:
ow
آفرین بر تو پسر باهوش! از کجا فهمیدی؟ 8
نیما با غرور ادامه میدهد: «قبلا آن را خودم تر جمه کردهام».
خوب» که این طور! به هر حال ما همه مشتاقیم ترجم تو را
پشنویم.
نیما بر میخیزد و با دستهایی لرزان کاغذی را پیش رویش
میگشاید و شروع به خواندن میکند.
ج1229 )(
صفحه 13:
ow
0 معنی صفحه ۱۷خارسی هفتم
لرزشی در صدای او احساس میشود ولی کم کم جای خود را به
حرارت و شور و نشاط میدهد. نیما نوشتهاش را میخواند و
مر
آرایه های ادبی:
حرارت و شور و نشاط: مراعات نظیر
دانش زبانی:
قبلا: قيد
مشتاق: مسند
كم كم: قيد مكرر
۸ نوشته: مفعول ری
صفحه 14:
ow
معنی صفحه ۸۷ فارسی هفتم [
- آفرین» آفرین» خیلی خوب بودء آقای علی اسفندباری!
نیما از خجالت سرخ شده است و سر به زیر دارد. کلاس که تمام میشود»
معلم صدایش میزند.
- علی جان تو بمان.
آرایه های ادیی:
از خجالت سرخ شده است و سر به زیر دارد: کنایه از خجالت کشیدن
آفرین: تکرار
دانش زبانی:
آقای علی اسفندباری: منادا
علی جان: منادا )20(
صفحه 15:
CW
معلم کتابی را از کیفش در میآورد و میگوید: «بگیر؛ این کتاب را با
دقت بخوان. راستی» شعر فارسی چطور ؟ هیچ مطالعه میکنی؟»
نيما جواب مى دهد: «بله» از نظامى زياد مى خوانم».
م با همان لحن گرمش ادامه میدهد: «خیلی عالی است نظامی در
آرایش صحنههای شعرش استاد بینظيري است. شنیدهام خودت هم شعر
میکوبی. یادت باشد از شعرهایت حتما برایم بیاوری. دلم میخواهد
)= سرت را بالا بگیری و با صدای بلند» برایم شعر بخوانی». سس
صفحه 16:
ow
آرایه های ادیی:
۳ بي لحن گرم: حس آمیزی و کنایه از صدای دلنشین
دانش زبانی:
راستى: قيد
[] نیما پس از اندکی درنگ» چنین خواند:
نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است.
معنی: باد بعضی نفرات باعث آرامش روحم است.
آرایه های ادیی:
رزق روحم شده است: کنایه از روحم را تقوبت میکند و آرامش میدهد
ج1229
صفحه 17:
ج1229
GoW
0 وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
معنی: موقع دلتنگی از آنها کمک میخواهم.
آرایه های ادیی:
دست دارم: کنایه از کمک خواستن
دلننگی: کنایه از ناراحتی
[] جرئتم مى بخشد
روشنم مىدارد.
معنی: باد آنها به من جرات میبخشد مرا آكاه ميكند.
صفحه 18:
ow
[ا وقت هر دلتنکی
سویشان دارم دست
معنی: موقع دلتنگی از آنها کمک میخواهم.
aT های ادیی:
دست دارم: کنایه از کمک خواستن
دلتنگی: کنایه از ناراحتی
دانش زبانی:
[] به من جرات میبخشد: من: متمم
من را روشن میدارد: من: مفعول
صفحه 19:
ow
معنی مرواربدی در صدف صفحه ۸۸ فارسی هفتم
بروین از کودکی کوشا و اهل تفکر بود. در یازده سالگی با اشعار فردوسی» نظامی» مولوی و
فاصرخسرو آشنا شد. این کودک آرام و با استعداد با راهنمایی و کمک پدرش, سرودن شعر را
آغاز کرد. پدر از پروین» همچون مرواریدی در صدف با دقت مراقبت میکرد.
آرایه های ادبی:
فردوسی؛ نظامی» مولوی و ناصرخسرو: مراعات نظیر
همچون مرواربدی در صدف: تشبیه
دانش زبانی:
کوشا و اهل تفکر: مسند
آرام و با استعداد» دقت با راهنمایی و کمک بدرش: قبد
[] پدر» گاهی قطعههایی زیبا از ثعرهای عربی» ترکی» فرانسوی و انگلیسی را ترجمه میکرد و
Gs) پروین
صفحه 20:
ow
معنی صفحه ٩۸فارسی هفتم لا
را تشویق میکرد تا آنها را به صورت شعر در آورد. گاهی شعری از شاعران قدیم ایران به او
میداد تا قافیههايش را تغیبر بدهد و در سرودن شعر تجربه بیندوزد.
آرایه های ادبی:
عربی» ترکی؛ فرانسوی و انکلیسی: مراعات نظیر
'] پروین اعتصامی اوّلین شعرهایش را در هفت با هشت سالگی سروده است. بعضى از اين شعرها به
اندازهای زیباء جالب و پرمعنا هستند که خواننده را به شکفتی وا میدارند. بر خی از زیباترین
شعرهایش را در نوجوانی و در بازده تا جهارده سالکی سروده است. شعر «ای مرغک» او در
دوازده سالگی سروده شده است.
دانش زبانی:
زیباء جالب و پرمعنا: مراعات نظیر
Cs) ج1229
صفحه 21:
ow
معنی شعر مرواریدی در صدف هفتم
۱- ای مرغک خرده ز آشیانه:( [ پرواز کن و پریدن آموز
معنی: ای پرنده کوچک از لانات پرواز کن و پرواز کردن را بیاموز
واژه های مهم:
مرغک خرد: پرنده کوچک
آرایه های ادیی:
ای مرغک: تشخیص
مرغک» آشبانه» و پربدن: مراعات نظير
ج1229
صفحه 22:
ow
۲- تا کی حرکات کودکانه(:1] [ در باغ و چمن چمیدن آموز
معنی: تا چه زمانی میخواهی کارهای بچه گانه انجام دهی؟ به باغ و
گلزار برو.
واژه های مهم:
چمیدن: راه رفتن با ناز و غرور
آرایه های ادبی:
تا کی حرکات کودکانه: پرسش انکاری
صفحه 23:
ow
۳- رام تو نمیشود زمانه:( !رام از چه شدی؟ رمیدن آموز
معنی: روزگار طبق خواستهی تو عمل نمیکند» برای چه تسلیم روز گار
شدى؟ بلند شو و حركت كن و تكابو كردن را ياد بگیر.
وازه هاى مهم:
زمانه: روزكار
رام: مطیع
رمیدن: فرار کردن
آرايه های ادیی:
رام نشدن زمانه: تشخیص
رام شدن: کنایه از مطیع شدن
ج1229
صفحه 24:
Ch
[ابر مردم جشم دیدن آموز ik L مندیش که دام هست -۴
معنی: از ترس گرفتار شدن تکاپو و حرکت را ترک نکن. برو و ببين و
تجربه کن.
وازه های مهم:
مندیش: فکر نکن (میندیش)
مردم چشم: مردمک چشم
آرایه های ادیی:
مردم( مردمک چشم):متمم / دیدن: مفعول
صفحه 25:
Ch
هنگام شب آرمیدن آموز Dail g شو روز به فکر آب -۵
معنی: روزها در پی کسب روزی و رفع احتیاجات خود باش و شبها
استراحت کن.
واژه های مهم:
شو: برو
آرمیدن: استراحت کردن
آرایه های ادیی:
روز و شب: تضاد
آب و دانه: تناسب
صفحه 26:
ow
[] پروین و سرودههایش آنقدر شگفتانگیز بودند که بزرگترین شاعران
روز گار» او را تحسین و تشویق میکردند. محمدحسین شهریار» شاعر
بزرگ روزگار ماء هنگامی که سرودههای دوره ی نوجوانی پروین را
میخواند» میگفت:
آرایه های ادبی:
شاعر بزرگ روزکار the بدل
تحسین و تشویق: مترادف
صفحه 27:
Co
به راستی که یکی از نوایغ ادب است
میان شاعرهها تاکنون نظیرش نیست
معنی: به درستی که پروین یکی از شاعران نابغه ادبیات فارسی است و در
بين زنان شاعر فارسی تا به امروز مانند او نیامده است
آرایه های ادبی:
است: فعل اسنادی
نیست: فعل غبر اسنادی
ج1229 رس
صفحه 28:
ow
فارسی هفتم ٩۰ معنی زندگی حسابی صفحه
[] دکتر محمود حسابی دوران کودکی را با سختی و فقر گذرانده بوده به طوری که
یادآوری خاطرات آن روزها ناراحتش میکرد ولی همواره میگفت: «مهم این است
که در مقابل سختیها تسلیم نشد. اگر اسان در برابر دشواریها بایستد» بر آنها چیره
مى شود البنّه باید صبر و طاقت را از دست نداد و هیچگاه ناسیاسی نکرد».
آرایه های ادبی:
در برابر دشواری ها بایستد: کنایه از مقاومت كردن
دانش زبانی:
دکتر: شاخص
سختی و فقر: مسند
صبر و طاقت: مترادف
ج1229 42
صفحه 29:
wm
فارسی هفتم ٩۰ معنی زندگی حسابی صفحه
لا پروفسور حسابی» هر وقت از خواندن و پژوهش فراغت مییافت به باغبانی
میپرداخت و در زمان مناسب از بیل زدن باغچه و با خالی کردن آب حوض
خانهاش هم پروایی نداشت.
دانش زبانی؛
پروفسور: شاخص
صفحه 30:
GoW
معنی صفحه ٩۱ فارسی هفتم
[] استاد حسابی» خود حافظ قر آن بود و فرزندانش را از کودکی به یادگیری و انجام
واجبات دینی تشویق میکرد. حتّی آنان را به تلاوت آیات به شیو,: صحیح و درک
کامل معانی آنها وا میداشت ت و علاوه بر دانش اندوزیی» به یادگیری امور فئی مانند
بنایی» جوشکاری و نجاری فرا میخواند و خود نیز برای ساخت برخی از قطعات
صنعتىء تا پاسی از شب کار میکرد. او حدود هشت ماه هر روز به يك تراش كارى
میرفت و برای ناهار به یک بیسکویت راضی میشد تا بتواند قطعات مورد نظر را
بسازد و کشور را از واردات بینیاز کند. او راه شکوفایی و استقلال کشور را در تلاش
و کوشش افراد جامعه میدانست و با علم بدون عمل» مخالف بود.
ج1229 رس
صفحه 31:
آرابه های ادبی:
بنایی و جوشکاری و نجاری: مراعات
تلاش و کوش : مترادف
] دکتر حسابی به زبان و فرهنگ و ادب فارسی نیز عشق میورزید و آثار بیشتر بزرگان شعر و ادب را با دثت مطالعه
میکرد. دیوان حافظ را به خوبی میخواند و از آن لذت میبرد و معتقد بود كه یک ایرانی نباید غزل حافظ را غلط
بخواند و با نادرست بفهمد.
ورزیدن: کنایه از دوست داشتن
دکتر: شاخص
غلط و نادرست: مترادف
صفحه 32:
Caw
دلبسنگی استاد به شعر و ادب تا اندازهای بود که سر در خانهاش را به 1
این بیت سعدی آراسته بود که امروز نوازشگر دیدگان رهگذران و
مشتاقان آن استاد است؛
آرایه های ادیی:
دلستگی: کنایه از علاقه
نوازشگر دیدگان: تشخیص
معنی شعر به جان زنده دلان
صفحه 33:
ow
۱- «به جان زندهدلان» سعدیا؛ که ملک وجود
نیرزد آنکه دلی را ز خود بیازاری»
معنی: ای سعدی به جان انسان های شاد و عاشق تو را قسم می دهم که
اين دنيا ارزش ندارد که کسی را آزار بدهی.
واژه های مهم:
زنده دلان: انسان های عاشق و شاد
ملک وجود: دنیا
صفحه 34:
a
فارسی هفتم ٩۲ معنی فرزند صالح انقلاب صفحه
| سعيد» هنوز سالهای دبستان را پشت سر نگذاشته بود که با شور و علاقه؛
مطالعه کتابهای مختلف را شروع کرد. ساعتها مینشست و تا کتابی را
به پایان نمیرساند؛ رها نمیکرد.
آرایه های ادبی:
پشت سر نگذاشته بود: کنایه از سبری نکرده بود
دانش زبانی:
هنوز: قيد
صفحه 35:
a
فارسی هفتم ٩۲ معنی فرزند صالح انقلاب صفحه
[] در دوره دیبرستان نمایشنامه «ابوذر» را همراه با دوستانش اجرا کرد.
او به پیامبر (ص) و یارانش عشق میورزید و میکوشید؛ این نخصیتها را
به هم سنن و سالهایش بشناساند.
هجده ساله بود كه
م
م هنرستان شد و به دانش آموزانش که شانزده با هفده ساله بودند» درس
میداد. همه او را استاد جوان میخواندند. او و شاگردانش تقریباً هم
( ات و سال بودند! ~@
صفحه 36:
ow
[] جان و دل سعید با صدای دلنواز قرآن» آشنا بود. در خلوت» قرآن
زمزمه می کرد و بسیاری از آبات را به حافظه سپرده بود. اگر با او همسفر
میشدی در طول راه؛ تلاوت زیبای قر آن او را میشنیدی. ورزش میکرد
و به فوتبال علاقهمند بود. همیشه دوست داشت ايران را در همه مسابقات
پیروز و سربلند ببیند.
آرایه های ادبی:
دلنواز: کنایه از خوشایند
به حافظه سبرده بود: کنایه از حفظ کرده بود
صفحه 37:
GoW
]1 شاگردانش میگویند: «به دو جیز علاقهمند بود» قرائت قر آن و مشاعره.
وقتی دیگران در مشاعره میماندند» سعید ادامه میداد. ذهن او لبر یز
سرودههای زیبا بود».
دانش زبانی:
در مشاعره میماندند: شعری به ذهنشان نمیرسید
صفحه 38:
oy
|| سالها در جبههها» دلیرانه شرکت کرد. به رزمندگان روحیه داد و با همه
توان از اسلام و ایران دفاع کرد و از آن پس به عنوان پژوهشگری نوآور و
علمی افتخار آفرین شد.
آرایه های ادبی:
پژوهشکر نوآور و علمی: مراعات نظيو
دانش زبانی:
سال هاء جبهه هاء دلیرانه: قبد
صفحه 39:
oy
0 [] دکتر سعید کاظمی آشتیانی» دانشمند د بزرگ روزگار ماء» در دیماه
18 جشم از جهان فروبست. مقام معظم رهبرى» حضرت آيت الله
خامنداى» در وصف اين پژوهشگر فداکار نوشتند: «شهید سعدی کاظمی
آشتیانی در زمینه سلولهای بنیادی پیش آهنگ بودند. وی یکی از
فرزندان صالح انقلاب و از رویشهای مبارکی بود که آینده دررخشان
علمی را در کشور خود نوید میدهند».
آرایه های ادبی:
چشم از جهان فرو بست: کنایه از فوت کرد
دانش زبانی:
ج1229 دانشمند بزرگ روزگار ما؛ بدل Gs)
صفحه 40:
Cw
جواب نوشتن صفحه ۹۵ فارسی هفتم
۱- زمان فعلهای زیر را مشخص کنید.
خواهم رفت:
پاسخ: آینده
مینویسند:
پاسخ: حال
گرفته بودی :
صفحه 41:
Ch
پیام قافیه و ردیف را در «قطعه زیر» بنویسید. -۳۲
/ برزگری پند به فرزند داد
کای پسر این پيشه پس از من توراست
هر جه کنی کشت همان بدروی
كار بد و نيك جو كوه و صداست /
پاسخ: : نتیجهی اعمال و رفتار ما به خودمان بر میگردد.
قافيه: را / صدا
ردیف: است
ج1229
صفحه 42:
Bo
با توجه به متن درس جای خالی را با کلمه مناسب, پر کنید. -۳
معلم با همان ..لحن.. گرمش ادامه داد: «خیلی عالی است.» -
اكر باااو همسفر میشدی در طول راه ...تلاوت ...زیبای قر آن او را -
میشنیدی.
۴- در متن زیر غلطهای املایی را پیدا کنید و شکل درست آنها را
مهم این است که در مقابل سختیها تصلیم نشد. اگر انسان در بر ابر
دشواریها بایستد» بر آن چیره میشود؛ البته باید سبر و تاقت را از دست
نداد و هیچ گاه ناسپاسی نکرد.
پاسخ: تسلیم - صبر - طاقت