صفحه 1:
درسنامه درس هفتم
کتاب عربی
پایه! رشته رباضی فیزیک
معنی ترجمه و جواب تمرینات
عربی دهم رشته ریاضی
موضوع درس:البحار Ale
Wario 4696"
ویژه امتحانات دی خرداد »
شهریور وکنکور ۱۴۰۴
تعداد صفحات: ۵۸
صفحه 2:
2 ععتشت. و في oe
ى الدى في الشماء
معء في الياحار خخجاقياك. آميز MBL Lae Ses
ت. و د یحار :
Berd os eee sly a seen
2 N52 SE 5
مكقعىحايت در درياعاست.
صفحه 3:
صفحه 4:
يا مَنْ فى البحار عجایبَهُ من ذعاء الجّوشن الکبیر -
ای کسی که شگفتی هايش در دریا هاست
يُشَاهِدُ أعضاءٌ الأسرَهٍ فلماً رائعاً عن الذلفین الذی أَنق
الی الشاطی.
اعضای خانواده فیلم جالبی درباره دلفینی که انسانی را از غرق شدن نجات
,داد و او را به ساحل رساند میبینند
حامد لا أصَدّقْ؛ هذا آمز عجیب. Vo Np ASS)
حامد: باور نمیکنم؛ این چیزی شگفت انگیز است. خیلی مرا به حیرت
میاندازد
لب یا ولدی, لَبْسَ عجیباه Galt GY صَدِيقُ الإنسان فى البحار. -۳
پدر: ای پسرم» عجیب نیست؛ زیرا دلفین دوست انسان در دریاهاست
إنساناً مِنَ الْغَرَقِء وَ أَوْصَلَهُ
صفحه 5:
صادق: تصدیفه صعب! یا آبی. عرّفنا علی هدّا الصدیق. -۴
صادق: ای پدرم» باور کردنش سخت است. ما را با اين
.دوست أشنا كن
آلآَبُ: لة ذاكِرَة قَويّةُ و سَمْعْهُ يتفوق سَمْعَ الإنسانٍ عَشْرَ مَرّات. -۵
پدر: حافظهای قوی دارد و شنواییاش ده بار بر شنوایی انسان
برتری دارد
و وزثه als ضففی oly i Glad) O39
و وزنش تقریباً دو برابر وزن انسان است
صفحه 6:
و وَزئه یبلغ ضففی وَزن الانسان تقریبا؛
ووزنش تقريباً دو برابر وزن انسان است
و هو من الحیوانات اللبوته التی ثرضغ صغاها.
و از جانداران بستانداری است که به بچههایش شیر
,مید هد
aly ان کل کب ماه الإمان! أ سکب -۶
نورا: او جانداری باهوش است که کمک به انسان را
دوست دارد! آیا این طور نیست؟
صفحه 7:
Ve سفن OF ob sh ath LH yf Yi LY yi fn uth fe
پدر : : آری؛ البتّه» دلفینها میتوانند ما را به جای سقوط هواپیمایی» یا
,جای غرق شدن کشتیای راهنمایی کنند
۸ ۱ ی الا ن دما ما ی ار و tls
مادر دلفینها نقش مهمی در جنگ و صلح ایفامیکنند
Soul و تخشف ما تخت الماء من عجانب و
و آنچه را زیر آب است از شگفتیها و رازها کشف میکنند
و ساعذ الإنسان عَلَى اكْتِشافٍ أماكن تَجَمّعَ الأسَماي,
و به انسان در يافتن جاهاى كرد هم آمدن ماهيان كمك مىكنند
صفحه 8:
صفحه 9:
صادق: رَأَيْتُ الدَّلافينَ تُوَدَى حَرَكاتِ جَماعيّة؛ فَهَلْ تَتَكَلّمْ مَعا؟ -5
صادق: دلفينها را ديدهام كه حركتهاى كروهى انجام مىدهندء آيا با
هم سخن مىكويند؟
raul نعم؛ ؛ قَرَأتُ فى موسو عَدٍ عِلْمِيّهِ أنّ الْعْلَماءَ يُوَكَدونَ a الدَّلافينَ -
تَسْتَطيعٌ als a باستخدام أصوات مُعَيَنَه
مادر: بله؛ در دانشنامهای علمی خواندم كه دانشمندان تأكيد مىكنند كه
او میتواند با به کار گرفتن صداهایی مشخص سخن بگوید
و نها ثغتی کالطیور. و تبکی کالاطفال. و تصفز و تضخک کالانسان.
و مانند پرندگان آواز بخواند و مانند کودکان گریه کند و مانند انسان
,سوت بزند و بخندد
صفحه 10:
نورا: هل لِلدَّلافِينِ أعداء؟ ١١-
2 نورا: أيا دلفينها دشمن دارند؟
آلأَبُ: بالتّأكيدِ تَحِسَبُ الذَّلافينُ سَمَكَ الْقِرْشٍ عَدوًا لهاء -۱۲
پدر : البتّه» دلفينها كوسه ماهى را دشمن خودشان به
شمار میآورند
صفحه 11:
فاذ وفع نظرها علی سمکه القَزش»
و هرگاه نگاهشان به کوسه ماهی بیفند.
تَتَجَمّعُ بسْرعَهِ حَولّهاء وَ تضربها بانوفها الحاه و تتثلها.
به سرعت دورش جمع میشوند و آن را با بینیهای تیزشان
بمیزنند و میکُشند.
نورا: و هَل يحب الدّلفِينُ الإنسان حَقًَاك كا
تور و ایا به راستی دقن انسان را دوست دارد؟
صفحه 12:
الاب: نعم؛ تعالی نقرا هذا الْخَبَرَ فی الانترنت: ... -۱۴
پدر بله؟ با ین خبر را در انترفت بخوانیم: .
سَخب تیار الماء رَجْلاً ای الاعماق بشدّو
جریان آب مردی را به شدّت به اعماق کشید
و بعد نجاته قال الرَجٌْ: رفعنی شیء بِغته ای الأعلی بقوّهه نم نی ای
الشاطی و لمَا رمث آن آشکر مُنقذىء ما وَجَذْتُ hast
و آن مرد پس از نجاتش گفت: ناگهان چیزی مرا با زور به بالا برد
سیس مرا به ساحل برد و وفتی که تصمیم گرفتم که از نجات دهندهام
سپاسگزاری کنم کسی را نیافتم»
نی رای ذلفینً کبیریقفژ فربی فی الماء بفرح.
ولی دلفین بزرگی را نزدیکم دیدم که با شادمانی درف میجهید
صفحه 13:
الم ان البِحر و الأسماک نعمة عَظيمَة م له . -۱۵
. مادر: بیگمان دریا و ماهیها نعمتی بزرگ از خداوندند
قال زسو له (ص): -۱۶
فرستاد : خداوند فرموده است:
bit 8 ثلاثه آشياء عبادة:
نگاه کردن به سه چیز عبادت است:
آلنَطَرُ فى الْمُصحَفٍء و النظر فی وجه الوالدین» و الْظز فی الْبَحرٍ.
نگاه کردن به قرآن» و نگاه کردن بهچهر ز پدر و مادر؛ و نگاه
کردن به دریا
صفحه 14:
صفحه 15:
19 المَعجَمء واژهنامه
آدذى
ایفا کرد. منجر شد
راهتمایی کرد
شیر داد
بالاء بالاتر
انفاق کرد
بینیها «مفرد: آتف»
رساتيد
تجمع
كيار
eS
338
مح كد
جریان
گروهی
كيز
دلقينها
تقش
حافظه
جالب
کوسه ماهی
ساحل «جمح: شَواطت»
سوت زد
عع «هعقین: دو برایر»
طیور يرتدكان «مقرد: طير»
عرّف محرّفی کرد
a تصمیم گرقت
GE آواز خوائد
348 پرید. جهش کرد
تيوتة پستاندار
صفحه 16:
صفحه 17:
oe الصَحیح و الْخَطَأ حَسَبَ نَّصّ الدَّرس.
.با توجه به متن درس درست و نادرست را مشخص كنيد
١- ,/ مِنَ الْحَيَوائاتِ اللبوتّه الّتى تُرضِعُ صِغارَها. درست Agila
دلفين از حيوانات بستاندارى هست كه بجه هايش را شير ميدهد ۱
۲- لودو سح ی ی نادرست!0
کوسه ماهی نقش مهمی در ج جنگ و صلح ایفا می کند
= سَمْعُ الإنسان يَفوق سَمْعَ الدُلفين عشر هر ات. نلدرست"
شنوايى انسان ده برابر برتر از شنوايى دلفين است
صفحه 18:
۴- الْقرش صدیق الّنسان فی البحار. نادرست۲ Kate
کوسه ماهی دوست انسان در دریاست ۱
۵- ,/ لافین. درست Gat سَمَكٌ اش
کوسه ماهی دشمن دلفینها است ۱
۶- 7۶ لد افین آنوف حادَه, درست
دلفینها بینی های تیزی دارند
صفحه 19:
صفحه 20:
عَيْنِ الْمَحَلّ الإعرابيّ لِلْكَلِماتِ الْمُلََنَه.
١- خَيرٌ مِنَ المال. الْعلْمُ يَحَرْسُكَ وَ أنتَ تَحرُسُ المال. أميرُ abel
لمْوْمنین على (ع)
خَيرٌ (خبر و مرفوع به تنوین رفع) / all ) (مبتدا و مرفوع به
ضمه) اک (مفعول و مبنی) لمال ca منصوب به فتحه)
dB سِيرُوا في ON ...) الْعنكبوت: "۲
فى الأزض: جار و مجرور
صفحه 21:
صفحه 22:
رب اجعلنی مُقیم الصلاه) ( -۱
a پروردگارا مرا بر پدارند زنماز قرار ده
آللّهمّ الفغنى بما عَلَمْتنى وَ عَلمْنى ما يَنفعُنى. 2‘
بروردكارا به من سود برسان نسبت به آنجه كه به من
.أاموختى و به من بياموز هر آنچه که به من سود ميرساند
صفحه 23:
إنَّ الله أَمَرَنى بمداراه النّاس کما آمرّنی باقامه الفُرائض. -۳
بر استی که خداوند مرا فرمان داد با مردم مدارا کنم»
ا Se ee
- وین تلکراً eed FAS وجقموا | Sick Da
پروردگارا مرا بسیار شکر گزار و بسیار 3 قر ارده
,و مرا در چشمم کوچک و در چشمان مردم بزرگ ردان
صفحه 24:
صفحه 25:
ات مسوول الاستقبال
کردشگر مسئول پذیری
: آلشیذ دعشقی عصرف خدمات غرف الْنذق. عا هی
عفوا؛ من هو عسوون تنظیف ارف و الحفاظ عليها؟ 1 a ۱
العشكلة؟
ببخشيد: جه كسى مسئول تميز كردن اتاق ها و تكهدارى از َ
اس آقای دمشقی مدیر داخلی خدمات اتاقهای هتل است. مشکل
آعتزو منکت: وجاء. استرخ: ساصل بالغشرف.
از شنما معترت میخواهم. لطقاً استراخت گنه با غدیر داخلی
لیست اقرف تَظيئة. و فیها تواقض.
اناقها تمیز نیستند و کمبود هابی در آنهاست.
تماس خواهم گرقت
عسوولْ الاتتقبال تَِصل پالفشرف و تأتی اتفشرف عع مهندس الحیاته.
مسئول يذيرش با مدير داخلى تماس ميكيرد و مدير داخلى همراه مهتدس تعميرات ميآيد.
مصرف ختمات gout Si
مدير داخلى خدمات هتل کردشکر
ما هی الْغشکلة. یا خبیبی؟! آیست غرفتی و غرف ژعلانی کظیققو فیها تواقش.
دوست من. مشکل چیست؟۱ اتاق من و دوستانم تمیز نیست. و کمبودهایی دارند.
صفحه 26:
فى Spat Soyo ll Sal
دراتاق اول تختى شكسته است
she قال التَنظِيفِء و ما الفشكلاث الأخزى؟ و فی اْقرقهالقانیه قرف ناقض,
نظافتجىها خواهند آمد. و مشكلات ديكر جيست؟ و دراتاق دوم ملافه كم است
و فى اقرف الله الفكيف لا تعقل.
و در اثاق سوم کولر کار نمیکند
5-85 soi le ily od ff ba ig
از شما عذرخواهی میکنيم. همهچیز را به سرعت تعمیر خواهیم کرد؛
چشمت سلامت (چشمت بی بلا)
بر روی جسمم.
صفحه 27:
صفحه 28:
تمرین یک _ الاول
عيّن الْجْملَه الصَحیحه و غیر الصحیحه سب الخقیقه و الواقع.
,جملات صحیح و نادرست را با توجه به حقیقت و واقعیت کنید
عنتما ینقطغ تیار الکهرّباء فی الیل یغرّق کل مَکان فی الظلام. درست -۱
J
هنگامی که جریان برق a میشود همه جا در تاریکی فرو میرود
آلطاووس Gye الطّيور المائيّه ب تعيش فوق جبال تلجیه. نادرست؟] -۲
طاووس از پرندگان il است که بالای کوههای یخی زندگی میکند
صفحه 29:
لْمَوسوعه مُعجَمْ صَغيرٌ جدًا یِجمَغ قلیلاً مت الْعلوم. نادرست[] -۳
دانشنامه؛ لغتنامه بسیار کوچکی است که اندکی از دانشها را
در برمیگیرد
الشاطئ منطقة بَرَيَهَ بجوار Jag الْمُحيطاتٍ. درست / io
=
صفحه 30:
۵- 7” هایس دا درست oi
5 اللّبونات. الرست ير Gye Site (di
خفاش پرندهای از پستانداران است
صفحه 31:
صفحه 32:
کر 2 لت
ضغ فى الفراغ که مناسبه من الکلمات الیه. «گلمتان زانذتان»
. یر را در جای خالی قرار دهید. “دو كلمه اضافى ۲
= آساور / asl = yi / pty = AL / 2S Ue ae
الذلکره -حافطه تیار - جریان دنیتسد
ني زبس gH آساوز من ذُهب. -۱
۳ پدرم برای خواهر کوچکم دستبندهایی از طلا خرید
كانَ كل طالب يَلعَبٌ دَوْرَهُ بِمَهارَهٍ بالغه. -۲
هر دانشآموزی نقش خود را با مهارتی کامل بازی
میکرد
صفحه 33:
قال الطلاب: بلغا الستَه السادسَه عَشْرَة من الْعْمر. -۲
دانش آموزان گفنند: به سال ۱۶ از عمر (سن
۰ سالگی) رسیدیم
عَصَفَتْ رياح شَدِيدَة وَ حَدَتَ تَيّار فى ماء الُمُحیط, -۴
ae لاا آب اقیانوس
.ايجاد شد ۰
صفحه 34:
آنصخک بقراءه کتاب خول طرْق تقویه الذاکزه لانک کثیز -۵
chy + ۳
element کتایی در ار وهای تباقر
.(نصیحت) میکنم چون تو خیلی فر اموشکاری
لذینا زمیل ذکی جذا قفز من الصّف الاوّل الی الصّف الثالث. -۶
ی
,سوم جهش کرد
صفحه 35:
صفحه 36:
و لب خمتک فی عبادک الصالحیق) ( -
و به رحمتت مرا در [ردیف] بندگان شایستهات وارد کن
جار و مجرور: (کسره )
جار و مجرور: (کسره ب)
وَ انْصرنا عَلَى القوم | si) الکافریق) (-۲
و مارابر قوم كافران يارى كن
جار و مجرور: (كسرهي)
صفحه 37:
- من ذهبه. ed Gl
ادب انسان از طلای(ثروت) او بهتر است.
جار و مجرور: . _ (کسره ب)
علیک بذک الّه فان نوز الب را
بر تو باد ذکر خدا که آن روشنایی دلهاست.
) جار و مجرور: (کسره
- به. Saal) Goad 92585 lah Sag
Ete. زیبایی دانش نش نشر آن و میوهاش»
) جار و مجرور: (کسره
صفحه 38:
صفحه 39:
فد مب اج
هفخ رش
صفحه 40:
af = Gass یکی * جک
فرستاد گریه کرد - خندید
dias = فجاة gif « آکتر
ناگهان کمتر - بيشتر
Fas = oS ضوء ۶ لام
پنهان کرد - پوشاند نور - تاریکی
شاطی - ساحل دفع ۶ استلم
ساحل پرداخت کرد - دریافت کرد
tlhe کبار فد * قرب
کوچکها - بزرگها دور شد - نزديك شد
صفحه 41:
صفحه 42:
صفحه 43:
ثرجم کلمات الْجدول المتقاطع: شم اقْب زمزه. گلمتا زاندتا
کوچکها: صغار -۱
۲ - این طوبِتَودَلكِقٌ
$a an
۴- پدیده: ظاهر ه
۵- سوت زدند: صفروا
۶ روغنها: زيوت
۲ نقشن: تور
۸- شنوایی: سَفع
-٩ جالب: رایع
۰- نجات دهنده: file
صفحه 44:
نامیدیم: سَمَیّنا ۱۱۰
۲- دستبند: سوار
۲ گرم و صمیمی: خمیم
۴- برفها: ثلوج
۵- حافظه: ذاکزه
۶- پستاندار: AG gal
۷- پرندگان: طیّور
۸- رسانید: أَوَصَلَ
4- باران باريد: أمطرّ
-٠ بخشيد: عَفا
0 Gaby aly ge "١
ترانه خواندید: غذیثم -۲
گریه كرد: بك -۳
صفحه 45:
قال أميز الْمُؤمنينَ علي (ع): ...
Saati, یومان: یوم SS a و یوم عَليك,
روزگار دو روز است یک روز به سود
«,تو و روزی به ضرر تو
صفحه 46:
تمرین ششم _ السادس
ذم ال د الأعاييث» Ad wid
یه و احاديث را ترجمه كن سپس نقش کلمات رنگی را مشخص كن
وَ يَقولُ الكافرٌ يا ليتنى كُنُ ثراباً)( ١-
كافر مىكويد اى كاش من خاك بودم.
فاعل و مرفوع به ضمه
مُجالْسَهُ الغلماء عبادَة. -؟
همنشینی با دانشمندان» عبادت است.
مبتدا و مرفوع به ضمه / خبر و مرفوع به نتوین رفع
صفحه 47:
خسن السُوّال نصف العلم. -۳
سوال خوب نصف علم است.
مبتدا و مرفوع به ضمه / خبر و مرفوع به ضمه
لْعالِمُ بلا عَمَلِ كالشّجَّرٍ بلا ثمر.
دانشمند بدون عمل مانند درخت بدون ميوه است.
مبتدا و مرفوع به ضمه
إذا مات الإنسانٌ اْقّطع عمَلْه الا من ثلاث: -۵
٠ هنگامی که انسان میمیرد عمل و کار او قطع میشود جز سه چیز:
4842 جاریه. 5 aly 5) Ay Ait ale صایح یدعو ل4. رسو له (ص)
صدقه جاری یا مداوم» یا علمی که از آن سود برده میشود یا فرزند صالحی
که بر ايش دعا میکند.
فاعل و مرفوع به ضمه / فاعل و مرفوع به ضمه
صفحه 48:
صفحه 49:
A Oe الایه الشریفه ترجمه ما تحتَه خط.
در آیه شریفه ترجمه آنچه را که زیر آن خط کشیده شده مشخص
رَبّ هب لی خکماً و ألحقنى بالصّالحين ...6( -۱
بروردكاراء دانش ببخش و مرا به پیوند بده؛
es Whose ail) 4g 5 4555 Oa (plea! 5
و مرا از وارثان ‘
و لا نخْزنی یوم بعلون)( -۳
و که [مردم] » رسوایم مکن؛
صفحه 50:
یوم لاینفغ مال و لا بنوق)( -۴
9 Soe ee
فاستبقوا الْخُیرات) ( -۵
,در کار cla خير از هم پیشی بگیرید
و لا تقولوا لمن یقثل فی سبیل Jp Ei gal ail atl أحياءً فک( ee
لا تشَعْرون) الْبَقَرَهٍ : ۱۵۴
و به کسانی که در راه خدا 3 نكوييد»
بلکه اند ولی شما نمیدانید
صفحه 51:
صفحه 52:
tgs) عن قصّه حقیقیّه قصیرّه حول حیوان و ess
فى صَحِيفَهِ جداريَه» ثم ترجمها ای الفارسیّه. مُستعیناً
بمعجم عربی - فارسی.
درباره داستان کوتاه حقیقی پیر امون حیوانات تحقیق كن
و آن را دز یک روزنامه دیواری بنویس سپس به کمک
فرهنگ لغت عربی به فارسی آن را به فارسی ترجمه
,کن
صفحه 53:
ظل أسدٌ قوی یحکم الغابه سنوات طويلة وکانت جمیغ الحیوانات تخافه
وتطیع آوامزه کان الاسد یحصل علی طعامه بالقوه یطارد الفریسه ویهجم
علیها ویفترسها بأ نيابه الحاده ولا یترکها حتی یشبع ثم تأتی الحیوانات
وتأکل من بقایا طعامه.
( شیری قوی سالهای طولانی بر جنگلی حکومت می کرد و همه حیوانات
از او می ترسیدند و اوامرش را اطاعت می کردند » شیر غذایش را با
قدرت تمام بدست می آورد و شکار را دنبال می کرد و به ان حمله ور می
شد و با چنگالهای تیزش آن را شکار می کرد و رها یش نمی کرد تا اینکه
شد. سپس حیوانات دیگر می آمدند و با قیمانده غذايش رامی
صفحه 54:
کبر السد وصار عجوزاً ضعیفاً وذات یوم شعر بالمرض وأحسّ
بالضعف الشدید
وأصبح غير قادر على أن يصطاد. شعر الأسدُ بالجوع وراح یفکتر
.فى طريقه يحصل فيها على طعامه
صفحه 55:
قال الأسدُ لنفسه ما زالت الحيوانات تحترمنى وتخافنى وتسمع كلامى لا ينبغى أبداً
أن أظهر لها أننى أصبحث كبيرَ السن ضعيفاً وإلا فإنها لن تخشانى ولن تطيع
أوامرى لكن سأعلن عن مرضی وأبقی داخل بیتی ولا بة آن تحضر الحيوانات
.لزیارتی وبذلک سیأتینی طعامی من غیر آن آتعب نفسی فی الحصول علیه
صفحه 56:
قصد الأسدُ آن یعلن خبرّ مرضه للجمیع کانت الحیواناث تخاف غضب الأسد وبطشه (ن هی لم
تقم بالواجب لذلک سارعت الحیوانات الی زیارته فی بیته والسوال عنه والدعاء له بالشفاء
لكن كلما دخل حيوانٌ بیت الأسد هجم علیه وفتك به وأكله . كان الأسد سعيداً لأنه لا يتعب فى
الحصول على طعامه. فهو لم يعد قادراً على أن يطارد أىَ حيوان مهما كان بطيئاً لكن الطعام
. اللذیذ کان یأتی إليه فى بيته وهو جالس لا يتحرك فيأكل منه حتى يشبع
ل ye ea sek eG لاي Snel کر
بانتِشِر م تسيدند اكر_به ad علی_فی کدند-به خاطر by til ge ged
دینشو gay lls! دعا لول شاش بف خانه اش شافتتد cal حيواق که دام یش
شر به اوحمله مهكد واورا هدريد و ى خورش._شر خوشبكدود زيرا ول
ab abe site Qo slr 4 دنلیلکنهیج حیوالنیبودهر چند سک ل
حیولکدراه می ریفویی غذقذیذ خوشبه خانه ش میآمد در حلایکه اوشسته ودو
.( حرکفی و داز ال مخورد شیر یش
صفحه 57:
وفی یوم من الایام کان الدور علی الثعلب لیزور الاسد ویساله عن صحته ویطمنن علی حاله.
توجه الثعلبُ إلى بيت الأسد وهم بالدخول لکنه نظر إلى الأرض عند مدخل البیت وتوقف سأل
الثعلب الأسد عن حاله وهو واقف فى مكانه خارج البيت أجاب الأسد ما زلت مريضاً يا صديقى
الثعلب لكن لماذا تقف بعيداً أدخل يا صديقى لأستمتع بحديئى الحلو وکلامک الجمیل فأجابه
الثعلب لايا صديقى الأسد كان بودى أن أدخل بيتى لأنظر إليى من قرب لكنى أرى آثار أقدام
كثيره تدخل بيتك ولم أرى أثر لقدم واحده خرجت منه .
(در روزى از روزها نوبت به روباه رسيد كه شير را ملاقات كند و از سلامتش بيرسد و از
حالش مطمئن شود روباه به خانه شير روى آورد و تصميم كرفت داخل شود ولى او به زمين
نزد ورودى خانه نكاه كرد و ايستاد. روباه از شير حالش را يرسيد در حاليكه در جايش در
خارج از خانه ايستاده بود . شير باسخ داد هنوز مريضم اى دوست روباهم ولى جرا دور مى
ايستى . داخل شو دوست من ذا از سدن شيرينت استفاده كنم روياه جواب ذاد نه اى دوست شير
من » شايسته دوستيمان است كه داخل خانه ات شوم و تو را از نزديك ببينم ولى من جاى
باهاى زيادى را مى بينم كه به خانه ات وارد شده اند و لی حتی یک جای پا نمی بینم که از
خانه ات حار جشده باشد.)
صفحه 58:
THE END